این صدمین پست وبلاگ بچه های بده...
دوست دارم بدیای این وبلاگ رو بگید... در ضمن؟!!!
بهم تبریک نمی گین؟
یه مطلب عشقولانه به این مناسبت
فركانس علاقه در محدوده شنوايي انسان نيست وبالاتر از اونه!
پس اگر به همديگه رسيديد و توي يه سكوت عاشقانه يه گنجيشكي
كلاغي چيزي از آسمون افتاد كف زمين مطمئن باشيد به هم علاقه
داريد و فركانسش به خوبي توسط اونا دريافت شده!
همچنين زياد رو اين فركانس هايي كه ميشه شنيد حساب نكنيد
---
قضيه:ثابت كنيد به ازاي حق زندگي ميتوان زنده بود
اگر و تنها اگر بتوان معناي آن را فهميد!
راستی یادم رفت بگم
میخام یه انجمن صنفی برای بچه های وبلاگ نویس تشکیل بدیم...
کیا هستن؟
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 17:42  توسط ماشال کاشونی
|
3تا موش داشتن لاف ميزدن
اولي ميگه:من با فنر تله موش بدنسازي کارمي کنم!
دومي ميگه:مرگ موش مزه عرق منه!
سومي موبايلش زنگ ميزنه.ميپرسن کي بود؟ميگه:هيچي بچه هاگربه آوردن بکنيم!!!!!!!!!!!!!!
***
قزوينيه شب اول عروسي عروسو ميبره پشت بوم ميگه:خانوم جان ستارههاي آسمان را بشمار
از فردا بايد گلاي قالي رو بشماري
***
كفش ......... نفربر (منبر)
كشتي ......... تشخيص (كفتـر)
آينه ......... من درش پيدا
شيشه ......... اونورش پيدا
پاك كن ......... مالش بر دانش
ويالن ......... ميره و ميه، خوشوم ميه
توالت ......... زورخونه
مگس ......... پرويز
حمام ......... پاكستان
دوش حمام ......... آب چرخ كن
بادمجون ......... عزادارخيار
دكمه ......... بستني
مسلسل ......... حيدر
گوجه ......... چراغ خطر ديزي
سيم خاردار ......... ديوار تابستوني
دربازكن ......... تقوا
ماشين ......... مراكش
دماغ ......... نفس كش
گوشتكوب ......... لهستان
مگس ......... پرويز
خرمگس ......... پرويزتركه
زنبور ......... پرويز قناد
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 13:28  توسط ماشال کاشونی
|
اااااااااااااااااااااااااا ...يه خط ديگه اضافه کن..بفرست برا نفر بعدي..(طرح سر شماري مکانيزه احمدي نژاد)
تركه ميفته تو چاه ، يكي مياد كمكش كنه زورش نمي رسه،
داد ميزنه : من ميرم 5،4 نفر بيارم . تركه ميگه : برو 10 نفرو بيار ،
ك..رمم نمي تونين بخورين!!!
ترکه ميره دکتر يارو دکتره بهش داروي شياف ميده ترکه ميگه چيکارش کنم ميگه عزيزم بايد بکني تو
ک#نت ترکه يه کم فکر ميکنه ميگه ببخشيد اقاي دکتر شما الان عصباني هستي من ميرم بعدا ميام
جايزه ويژه اسکار براي *ون گشادترين بازيگر به ننه قربون اهدا گرديد !!!
از ترکه ميپرسن cd دختر شوکتو ديدي؟ميگه نه!!وقتي خودش تکذيب ميکنه /ديگه چيو ببينم؟!!!!!!!
به شوکت ميگن:شنيدي فيلم زهره دخترت -دست مردم پخش شده؟ميگه اينا همش نقشه هاي اون دختره ي گدا گشنه س - سريالش تموم شده.هنوزم دست از سر ما بر نميداره..
به ترکه ميگن خبر داري زهرا امير ابراهيمي همون دختره شوکت فيلمش پخش شده؟ميگه: اِ نه بابا!! کدوم دختر شوکت؟
به ترکه ميگن فيلم سوپر زهرا امير ابراهيمي زهره شوکت رو ديدي؟ميگه اينا 5 تاشون با هم بودند؟
علت سفيد شدن موهاي بهروز چي بود؟اون موضوع خواهرشو زودتر از همه فهميده بود...اصلا به خاطر همين برگشت..ولي چون 4-3 قسمت ديگه مونده بود فيلم نرگس تموم شه/مجبور بود گندشو در نياره..
زهره شوکت گفته:من و دوستم با ايفاي نقش در اين فيلم در زمينه مستند سازي فعاليت ميکرديم..حريم خصوصي ديگه چه صيغه ايه؟من اينو تکذيب ميکنم..
راستي ميخواستم بگم منتظر ماموراي سرشماري نباشي..شما رو آخر پاييز ميشمارن!
طبق آخرين اعلام قوه قضاييه اسکل بودن جرم نيست.برو خوش باش
بي معرفت شدي . محل نمي ذاري . اس ام اس نمي دي . خودت رو واسه من مي گيري . اين همه بي محلي واسه چي ؟؟ حالا خوبه كه فقط عكست رو چي توز هستش ...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 19:23  توسط ماشال کاشونی
|
1- صمد مرفاوي: نمونه تكامل يافته يك برانكوي بومي شده(!)، فردي كه سعي مي كند همواره شبيه ژنرال صحبت كند، كسي كه دوست دارد همواره يك لوطي باشد اما حيف همواره در قـ ... است!، شعر مرتبط:«هيشكي منو دوست نداره، حتي قد يه سوزن(!)»
2- مصطفي دنيزلي: يه چيزي تو مايه هاي دمت گرم، نشان دهنده تفاوت هاي مربي خارجي و مربي ايراني، هنرپيشه اول فيلم « مردي كه هميشه مي خندد!»، نمونه عملي :« رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود، رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.»
3- مهدي رحمتي: حرس در آر(!)، ابراهيم ميرزاپور( آنهم در بازي با مكزيك)، اعتماد به نفس كاذب، مو قشنگ، بابا تو ديگه كي هستي!، با توانايي مقصر بودن در صد در صد گل هاي خورده شده. اينجا كجاست؟ ... من كي ام؟ ... تو كي هستي؟ ... اين دروازه خودمونه؟ ...نامردا شوت نزنين هنوز نرفتم تو دروازه!!
4- انصاريان: سابقاً تعصب،غيرت و جنگندگي بود،علي دايي آنهم در بازي ايران با مكزيك و آنگولا(!)، نكته اساسي: عزيز دل برادر شما سرت درد مي كنه بيا بيرون جوون ترها برن داخل!
5- ادانگ ادونگ: ( يا چيزي شبيه همين، حوصله گشتن در روزنامه ها و پيدا كردن نام صحيح اش رو ندارم) : مارمولك، كاسه داغ تر از آش!، گيرنده ي حالِ حالگيرترين بازيكن استقلال!
6- نيكبخت واحدي: آي كيو!، يك عدد بچه خشگل كه به واسطه خوردن نوشابه در تهران كلاً لهجه اش عوض شده است(!)، زرنگ، باهوش.
7- كارشناس داوري: بله درست است، تصميم صحيح بود، كارشون خيلي درسته، اينا خوشتيپ هستن، اينا حرفه اي هستن!، فقط دو نفر رو اخراج نكرد كه اگه گوشي داشت اون دو نفر رو هم اخراج مي كرد!، شعر مرتبط:« چهار تا ماه مي خواستم كه دارم!»
8- عادل فردوسي پور: طبق آخرين دستاوردهاي علم فوتبال وقتي كفتر قرمز بيآد تو ورزشگاه تيم آبي مي بازه!، هه هه ... صمد سبيل نزاشته، اون با خالكوبي هاش تيم حريف رو طلسم كرده، يك ميليون و دويست ثانيه است اين بازيكن دستشو تو دماغش نكرده(!)، اون يكي بازيكن ديشب با مادرزنش دعوا كرده ... !
9- تماشاگرنما: ترقه انداز سابق و كفتر انداز كنوني!، فردي با شعارهايي رو به تكامل در طول 90 دقيقه بازي: داور دوست داريم ... داور دقت كن ... داور اون چشاتو باز كن .... داور مگه كوري؟! ... داور ( ...) !!
این مطلب و مطلب پایینی از آقای ارژنگ حاتمی است..
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:37  توسط ماشال کاشونی
|
سلام دوستان..
در مورد پست قبل....شرمنده
شما انتظار داشتید من بر این مزخرفات و حرفای پوچ صحه بزارم؟ شرمنده...
لینک هم درسته..
شما باید چشاتونو باز کنید...
****
من و خروس هر دو
يك درد مشترك داريم
هر دو پي مرغيم و نمي يابيم
هر دو از كم يابي مرغ نالانيم
و خسته از اين همه گشتن
خروس مي خواهد
پيدا كند ياري براي تمام عمر
و من مي خواهم
تنها يك شب با شكمي سير سر بر بالين بگذارم
من و خروس مي گرديم
گرسنگي آزارم مي دهد
نگاهي به چهره نه چندان معصوم خروس مي كنم
به راستي مزه ي خروس با مرغ فرقي مي كند؟!
چرا اين فكر تا الآن به ذهنم نرسيده بود ...
كارد را بر مي دارم
خروس ناباورانه من را مي نگرد ...
ديگر من و خروس آن درد مشترك را نداريم!
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 21:31  توسط ماشال کاشونی
|