تبليغاتX
۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

به پیر به پیغمبر اینا ماله بالای 18 ساله... بیخود تو نیا!!

خصوصيات دانشجويان دختر...!

خصوصيات دانشجويان دختر:


ترم ۱- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبه  ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!

ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم ۳ - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!

ترم ۴ – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟


ترم ۵ –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)

ترم ۶ – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!


ترم ۷ – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!

ترم ۸– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!


بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند

کپی رایت --> نوشته و ارسال: شناسه ساشا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 13:34  توسط ماشال کاشونی  | 

وصیت نامه.......؟!

سلام بازم منم شکیلا... دختر بد ایرونی

یادتون هست آقا ماشال یه مدت نبود؟

قبل از رفتنش یه وصیت نامه نوشته بود که اگه برنگشت تو وبلاگ بزارن ...

خوشبختانه حاج ماشال سالم و سرحال برگشت....

اما من بد ندیدم که وصیت نامش رو تو وبلاگ بزارم 

 تاببینید این ماشال چقدر باخداست...(با اجازه آقا ماشال)

***

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک‌کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناساییم بت دو قطعه عکس مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم

 و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیار ید.

التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید

 تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها هم باشد.

بنده ناشایسته : ماشال کاشونی

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 15:33  توسط دختــر بد ایـرونی  | 

ماشال کاشونی از سفر اومد....؟!

سلام به تمامی هشت میلیارد آدمی که هم اکنون دارن وبلاگ بچه های بد رو می خونن.

آقا ما گفتیم امتحان داریم بریم درس بخونیم چشمتون روزه بد نبینه

بعد ۶ روز درس خوندن وقتی نتونی برگه سفید پاسخنامه رو توش یه نقطه بزاری چه حالی میشی؟

مام گفتیم بی خیال فاطی بزار بریم سر وبلاگ خودمون هرچی شد...شد!

به ترکه میگن پرچم ایران را تفسیر کن؟

 میگه سبزش مال سید هاست.

 سفیدش مال اخونداست.

قرمزش هم مال شهدا.

 چوبش هم که میکنن تو کون ما بدبخت بیچاره ها

***

 

زن وشوهری تو بیابون گم میشن.در حالی که تشنگی امونشونو

بریده بودزن میگه: بیا از اب هم بخوریم تا نمیریم!

شوهر: خیلی زرنگی تو اب لوله کشی بخوری من اب چاه!!!!

***

ما هم محکوم می کنیم؟؟؟


***

بسیجیه میخواسته متلک بندازه به دختره میگه خوشگله نمازتو خوندی؟

***

به یه نفر میگن چرا به ترکا میگن خر؟؟

 میگه : ما یه همسایه ترک داریم هنوز نتونستم حالیش کنم این زن منه!!!

***

پسر :عزيزم يه بوس از اون لبات بده كه با گرماش سيگارم رو روشن كنم .

دختر:نميدم تا كونت بسوزه بعد با حرارتش ميتوني سيگارت رو روشن كني

***

طبق آخرين آمار بعد از سكس 12% مردها دوش مي‌گيرند، 6% يه ليوان قهوه ميخورند، 9% مي‌خوابند

 و 4% يه بار ديگه سكس مي‌كنند

اما 69% بقيه ميرن خونه پيش زنشون

***

نماينده زنان در مجلس گفت: تا اين شكاف در بين ماست،

 مردها هميشه روي ما سوارند

بدون شرح..............؟

 

 

 

ترکه میره خواستگاری بابای عروس میگه مهریه 50 میلیون.ترکه میگه:چه خبره شبی چند حساب کردید؟

 

 

 

 زنه تو خیابون گشاد گشاد راه میرفته بهش میگن خدا بد نده ؟

زنه میگه:خدا بد ندادخه خودم بد دادم

 

 

 

مرد سالخورده اي کنار زن سالخورده اش نشسته بود، درحين گفتگو مرد به زن ميگه: ياد جواني ها به خیر چه خوش روز گاري بود وقتيکه به موهات دست ميزدم کيرم سیخ ميشد ولي حالا که توبه کيرم دست ميزني موهاي سرم سیخ ميشه.

 

 

بچه هويج داشته با مامانش تو خيابون راه ميرفته... يكدفعه ميزنه زير گريه

  مامانش ميگه چی شده؟! ميگه آب هويج دارم

 

 

 

چشمای نازنین تو مثل دریاست اجازه بده جورابمو توش بشورم

 

 

***

این چقدر شکله توئه!

***

احمدی نژاد: من ورزش نمی کنم اما شبها با شلوار ورزشی میخوابم!!!!!

***

آنگاه که دهان جای چشم را بگیرد.... چشمها را باز و دهانتون رو ببندید!

 

ماشال کاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 19:16  توسط ماشال کاشونی  |