تبليغاتX
۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

به پیر به پیغمبر اینا ماله بالای 18 ساله... بیخود تو نیا!!

جک و اس ام اس جدید....

سلام...

اولا به گفته آقا ماشال بیاین تو گروه کیدزها عضو بشین

http://groups.yahoo.com/group/Kids_ha/

و اما جک های جدید:

************

تركه شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن:

 آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟

 ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا پيشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟

***

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم.

 اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم

و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

***

تركه باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش  باراندازش ميكنه.

***

پليس ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند ، متوقف کرد و گفت :

 هشت تا مسافر داری و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت :

 آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری که توی صندوق عقبند خفه ميشند .

***

سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه،

 اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي،

 يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه،

 ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه.

 خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه:

 آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، 

واميستاديد با اون ميرفتيد.

 تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم.

***

به مناسبت اينكه تونل رسالت در روز مادر افتتاح شد

 مسئولان در تلاشند تا برج ميلاد هم تو روز پدر افتتاح بشه!!!!!!

 فقط يه بچه اين وسط كمه! 

***

یه کلیپ صوتی ۱۸+ کم حجمه حتما گوش کنید.

عمر کشون

خودم میام....می کنمت

***

آخرين فيلم  در حال ساخت سينماي ايران : 

 زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح

***

دستانم را بر کمرت حلقه میزنم.لبانم را بر لبانت میگذارم و از عصاره وجودت ميكشم

با تمامه وجود فریاد میزنم،

دوستت دارم شیشه نوشابه!!!

***

سلام من مامور گاز هستم میخواستم بیینیم

 اجازه میدی یه گاز از لپات بگیرم؟

***

فتواي جديدتر علما :

احتياط واجب بر آن است که مسافر نماز را در قزوين بدون رکوع و سجده بخواند!!!

***

و در پایان:

راه هاي شناخت يك جواد:

 1) اگه ديدي گوشيش 6600 بدون كه طرف.....

2) اگه ديد يارو پي كي رو اسپورت كرده بدون كه طرف ....

3) اگه ديدي عشق تايتانيكه بدون كه....

4) اگه ديدی وقتي كه جنيفر رو ميبينه از حال ميره بدون كه طرف...

 5) اگه ديدي كسي لاك قرمز زده بدون كه طرف...

 6) اگه ديدي يكي اين وبلاگ رو ميخونه بدون كه طرف....

***

تا اینجا خوندی نمیخای عکس ۱۸ + و جک های جدید به دستت برسه؟

http://groups.yahoo.com/group/Kids_ha/ 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 15:4  توسط دختــر بد ایـرونی  | 

این آقا ماشال کاشونی نیست!

کارت ویزیت در قرن ۲۱

Image hosting by TinyPic

دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند.

 يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم

 نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف مي زنم،

 ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم،

 ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون يك مقدار مي گردم،

 دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم،

بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟

 اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!!!

***

تركه داشته نوار بهداشتي ميگذاشته تو ضبط، رفيقش ميپرسه: داري چيكار ميكني؟

 تركه ميگه: ميخوام كسشعر گوش بدم!!!

***

يه تركه رو استخدام ميكنن كه برا شامپو گلرنگ تبليغ كنه! بهش ميگن،

لخت ميشي ميرو از رو دايو شيرجه ميزني، بعد كه اومدي بالا يه شامپو گلرنگ

ميگيري دستت ميگي: سرت رو با چي ميشوري با شامپو گلرنگ!

***

به تركه ميگن راسته كه ميخواي زن بگيري؟ تركه به كيرش نگاه ميكنه،

 ميگه: اگه راست نبود که زن نمی گرفتم!!

***

يه لات تهراني ميره تو يه قهوه خونه تو رشت، چاقو ضامن دارشو در مياره ميزن وسط ميز

و ميگه: خواهر اينوريا با مادر اونوريا رو يه جا ميگام! يه نفر از اون ته ميگه:

 ببخشين آقا من خواهر ندارم لطف كنيد بريد اونور وايسين!

***

سر كلاس اول يه بچه پيله ميكنه به خانم معلم كه :

خانوم ميشه انگشتمونو بكنيم توي نافتون.

خانم معلم ميگه:پسرم بذار درس بدم بعد.

خلاصه چند بار ديگه شاگرده هي سوال ميكنه
معلم كه مي بينه پسره خيلي پيله است ميگه:

 پسرم بعد كلاس من پيرهنمو ميدم بالا و تو انگشتتو بكن تو نافم.

خلاصه كلاس تموم ميشه و خانوم معلم راشو ميكشه كه بره.

پسره دادو قال ميكنه كه :شما قول دادين و از اين حرفا.

معلم كه ميبينه الانه كه آبروش بره, برميگرده و همينجوري كه داره به سقف كلاس نگاه ميكنه

 پيرنشو ميده بالا و ميگه: خوب پسرم انگشتتو بذار.

بعد چند لحظه معلم ميگه: پسرم اونجا ناف نيست ها.....

پسره ميگه: اجازه خانوم اينم انگشت نيست..!!!!

***

معلمه ميره سر كلاس ميگه بچهها يه مسئله ميدم حل كنيد:

 پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز،

 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت

هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!!

 يكي از بچهها سريع پاميشه ميگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه:

 تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه:

 آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه.

 شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!

***

رشتيه صبح جمعه ميخواست يك چرت بخوابه، هي تلفن زنگ ميزده و دوست و آشنا

 يك ربع احوال پرسي ميكردن و نميگذاشتن اين بنده خدا به خوابش برسه. خلاصه آخر

 شاكي ميشه، به زنش ميگه: خانم جان، من دارم ميرم بگيرم بخوابم... اگه تلفن زنگ زد،

 با من كار داشت، بگو آقا خونه نيست. خلاصه ميره تو اتاق و هنوز رو تخت ولو نشده،

تلفن زنگ ميزنه و زنش گوشي رو بر ميداره، و بعد چند لحظه ميگه: نخير آقا خونه‌ هستن!

 رشتيه شاكي ميشه، داد ميزنه: خانم جان، مگه من نگفتم هركي با من كار داشت، بگو نيست؟!

 زنه ميگه: با تو كار نداشتن، با من كار داشتن!!

***

تركه رفته بوده تهران دنبال نوهاش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه

به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي! ببعي! تركه برميگرده بهش ميگه: ببين اصغرجان!

 ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن! تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني!

 اينا گوسفندند، گوسفند. يكم ميگذره، پسره اشاره ميكنه به يك قطار ميگه:

 دودوچيچي! تركه باز ميگه:اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا! بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني،

 اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوهاش ميپرسه:

 اصغرجان، ديروز تو مهدكودك چيكار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه ميپرسه:

 قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جاكش و كلاغ كسخل!

***

نوشته شده توسط دختر بد ایرونی : شکیلا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 23:4  توسط دختــر بد ایـرونی  | 

اس ام اس های جدید...

سلام

من دختر بد ایرونی(شکیلا) هستم!

این اولین پست من و شروع همکاری با وبلاگ بچه های بد و آقا ماشال هست.

با اجازه:

 

دست هايي که ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند که دانه هاي تسبيح را مي گردانند

***

به تركه مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟

 مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصر بيا ببين چه خبر

***

جدیدترین تقسیم بندی انسانها:

 ۱-پستانداران

 ۲- پستانمالان

 ۳- پستانخواران

 ۴- لاپستانذاران

 ۵- پستانلیسان

***

یارو کناره ساحل بوده که یک دفعه یک زنه لخت از آب میاد بیرون یارو میگه:

 جل الخالق، همه چی دیده بودیم الا جنده ماهی

***

از کنج لبت بوسه ای چون قند گرفتم از قند لبت من مرض قند گرفتم

***

اينقدر دوستت دارم كه احساس مي كنم يه وجب از وجودم تو وجودت گير كرده

***

الهی تو خورشید بشی و من زمین !!

 تا سالی 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالی 365 بار دور من بگردی !!!

***

فصل چيدن پشم گوسفندان است . زود بخواب فردا اول صف باشي

***

زنان در سنين مختلف :

8 سال : اونو رو تخت مي برن و براش داستان مي گن

18سال : يه اون داستان مي گن تا ببرنش رو تخت

28 سال : براي بردنش رو تخت احتياج به گفتن داستان نيست

38 سال : برات داستان ميگه تا تو رو ببره رو تخت

48 سال : براش داستان مي گي تا تو رو نبره رو تخت

58 سال : يه داستان بايد جور كني تا از رو تخت بتوني فرار كني

***

زني كه در حمام بزرگ رشت به خانوما واجبي مي داد فوت مي كنه .

 مردا تو مراسمش مي گن :

 خدا رحمت كنه خير و نسا رو كه شب جمعه ها برق مي نداخت اونجا رو

***

فرهنگستان زبان و ادب فارسي :

 از اين پس به جاي واژه نا موسي جاكش از كلمه ( بستر گستر )

 و به جاي كلمه کس كش از كلمه ( بانو اور)‌ استفاده كنيد

***

زندگي اجبار است ....

مرگ انتظار است.....

 عشق يک بار است .....

 جدايي دشوار هست .....

ياد تو تکرار هست

***

بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم :

1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من .

 هر چي از شلوار در اومد مال تو !!!

2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!!

3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها .

 من در مي زنم . تو يه رب بده

***

اگه به کس بگن نمك :

1. دختر:با نمك

2. کس كش:نمكي

3. کس نديده:نمك نشناس

4. کس تيوپ:نمك پرورده

5. کونده:نمك به حروم

6. پيرزن:شور

***

فردا كه از اين جهان روم سوى معاد

 با فاتحه خواهى بكنى روحم شاد

 امروز كه زنده ام مسيجى بفرست

هرچند بعيد است از آن كون گشاد

***

شما مذكر هستيد يا مونث ؟

براي دانستن جواب پايين رو نگاه كنيد

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اين پايينو كه نمي گم !!!

***

رشتي ميره خونه ميبنه يكي پيش زنشه ميگه توكي هستي؟

 ميگه من خلبانم اينجاسقوط كردم

 رشتي ميگه ريدم تواين ارتش ديروزهم دوتا غواص توحموم بود

***

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مادره ميگه: بچه‌ها نيستن، بيا تو

***

شبي در حوالي رود ارس...

بكردم من زني را پيش و پس...

شنيدم كه ميگفت در هر نفس...

هنر در نزد ايرانيان است و بس ...!!!

***

ديشب تورازمستي تشبيه به ماه كردم

کير منم نبودي من اشتباه كردم

***

از پنجشنبه ي گذشته ي كنكور در قزوين ادامه دارد !!!

به گذارش BBC هنوز داوطلبين جرات نكردن دفتر چه ي

سوالات را از روي زمين بردارند.....!!!!!!

***

الا اي دلبر كوني كجايي ؟؟؟

دولم شد مثل خرطوم كي ميايي ؟؟؟

دلم گشته هلاك كون تنگت !!!

رفيق دول گرمم كي ميايي

***

از يارو ميپرسن عروسيت كي هست ؟؟؟

ميگه : دوشنبه ي اين هفته نه , چهار شنبه ي هفته ي ديگه ...!!!

***

سه چيز تو رو به حد مرگ خوشحال مي كنه :

ديدن زن لخت

كردن کس مفت

واي نگو . پريدن روي کير كلفت

***

جديدترين جمله عاشقانه : انرژي هسته اي من تويي

***

خبرنگار از برانکو میپرسه: آقای برانکو تاکتیکتون چی بود که تو جام جهانی اینقدر خوش درخشید؟

 تاکتیکمون؟!! .... حمییییید

***

به تركه ميگن آخرين باري كه آرزو كردي چي شد؟

گفت: فرداش باباي آرزو اومد منو كرد

***

و در پایان

يه سمبوسه بهت هديه ميكنم دو حرف اولش براي دشمنت باقيش براي تو.

***

شرمنده اولین مطلبم یکم بی ادبی بود.... ولی من دختر بد هستم دیگه!! شما ببخشین

نوشته شده توسط دختر بد ایرونی: شکــــــــیــــلا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 1:22  توسط دختــر بد ایـرونی  | 

رو کم کنی اون یکی نویسنده

 این پسر بد فکر کرده!!! عمرا ....

ماشال کاشونی می تازد:

 

به اخونده ميگن در چه صورت بازی ورق مجاز ميشه

اخوند:باسه شرط زير

۱- اسم شاه ولايت فقيه بشه

۲-بی بی چادر سر کنه

۳- سربازها عضو بسيج بشن

***

پليس دنبال يه معتاده مي كنه معتاده خودشه پرت مي كنه تو جوب!

 پليسه ميگه بيا بالا دستگيري. معتاده ميگه نه ديگه اشتباه كردي اينجا حوزه ي نيرو درياييه.

***

 رشتيه داشته از افتخاراتش براي دوستش تعريف ميكرده !!

ميگه رفتم خونه ديدم يه يارو داره با خانومم تو آشپزخونه ور ميره !!

دوستش ميگه خوب تو چي كار كردي ؟

رشتيه ميگه ديدم خانوم رو لخت كرد !

دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟

رشتيه ميگه ديدم قاشق رو برداشت كرد تو كون خاونم !!

دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟

رشتيه ميگه : منم تصمصم گرفتم ديگه با اون قاشق غذا نخورم

***

به ترکه میگن بنی آدم اعضای یکدیگرند یعنی چه؟

 میگه: یعنی اینکه الان شما کیر منی!!! 

***

فوشهاي تركها!!:  (به یاد ان آی جی)

1-ازجلوچشمهام خفه شو!

 2-كثافت مرض !!!

 ۳-پاتو از روبوق بردار!!

۴-گردن درازى ميكنى؟!

 ۵-زبون كلفت !

***

روز يه آخونده ميره بالاي منبر يه خانم ميگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو رعايت ميکنم

حاجي ميگه آفرين کليد بهشت رو بديد به اين خانم !

يه خانم ديگه ميگه اينکه چيزي نيست من چادر هم ميپوشم

حاجي ميگه آفرين کليد بهشت رو بديد به اين خانم !

 يه خانم ديگه ميگه من تو خونمون با رکابي ميگردم.

حاجيه ميگه آفرين کليد خونه اينا رو بديد به من ؟!

***

يه زن رشتي ميره جبهه.

بهش ميگن رفتي جبهه چيكار كردي؟

دست ميذاره رو دلش ميگه بچه عراقي اسير كردم

***

يه عده آخوند را داشتن ميبردن بهشت

 يهو يه پراید پر از حيووناي جور وا جور تخت گاز از بهشت ميان بيرون

 يكي از آخوندها ميپرسه اينا ديگه چي بود.

 ميگن حضرت نوح بود كشتي شو فروخته پراید خريده

***

یه زنه جلوی یه ترکه لخت می‌شه می‌گه یه کاری کن که احساس کنم ، زنم

 ترکه زود لباساشو در میاره، میگه همه اینهارو بشور و اتو کن

***

تركه يك اره برقي بهش ميدن ميگن1000 درخت رو قطع كن.

996 تا رو قطع ميكنه خسته ميشه ميشينه.

ميگن خوب روشن كن اين 4 تا رو هم قطع كن بعد استراحت كن

 ميگه :مگه اين روشن هم ميشه!!!

***

قزوينيه زن ميگيره، شب عروسي برادره زنه بهش ميگن: ببين آبجي!

 اگه اين یارو يه شب به تو گفت برگرد، بيا به داشت بگو تا دهنش رو سرويس كنم!

 زنه هم ميگه باشه و ميره سرِ خونه زندگيش.

 بعد از سه سال، يك روز زنه شاكي مياد پيش برادراش ميگه:

 آقا داداش،‌ اين بي‌غيرت ديشب به من گفت برگردم!

 يارو برادره خيلي شاكي ميشه، قمه به دست مياد سراغ قزوينيه، ميگه:

 مرتيكه بي ناموس! حالا به آبجي ما ميگي برگرده؟!

قزوينيه ميگه: بالام‌جان يعني ما بعد از سه سال حق نداريم بچه دار شيم؟

***

و در پایان باز با یاد ان آی جی(اینبار در آفتابگردون)

 

دختره از معلم زيست‌شناسيش مي‌پرسه:

 چرا چشماي گاو هميشه خماره؟

 معلمه يك نگاهي بهش مي‌كنه،‌ ميگه:

 عزيزم اگه پستوناي تو رو هم روزي سه ساعت بمالند ولي نكننت،

 چشات به همون خماري ميشه!  

******************************************************

دیگه اگه امری فرمایشی ندارین تا ۱۰ یا ۱۲ روز دارم میرم مرخصی!

امتحانات ترم تابستون شروع شدخلاصه ببخشید....

اگه امری فرمایشی بود تو قسمت نظرا بگین....

******************************************************

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 16:16  توسط ماشال کاشونی  | 

جک و اس ام اس

 دو تا خجالتي با هم ازدواج ميكنند.بچه شان آب ميشه

 

 

 يه كباب فروشه ميره تغيير شغل ميده ميشه بساز بفروش.

 ولي هر چي ساختمون مي ساخته خراب مي شده.

 مي رن تحقيق مي كنن مي بينن هرچي ساختمون مي ساخته ميل گرداشو در مياورده

 

 اگه خواستی یه دختر خوشگلو بزور بکنی به پنج چیز توجه کن:

این کار نامردیه
نفرینش همیشه پشت سرته
گناه داره
کاندوم یادت نره

خونه ما خالیه

 

 زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه،‌ بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟!

يارو ميگه:‌خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين!

 زنه ميگه:‌ حاج‌آقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه!

اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم!

 يارو ميگه: ‌نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچه‌هام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه

 

 از ترکه که اسير يکي از قبايل آفريقايي بوده مي پرسن: شما را چطور شکنجه مي کردن؟

 ترکه مي گه: والله نون بربري را از پشت شيشه براي ما تکان مي دادن!!!

 

 به لره ميگن با"قيمت"جمله بساز ميگه:

مامان بدو تو اشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت

 

 یک روزیه زنه لرزان لرزان میره تو دارو خانه و میگه آقا ببخشید شما ک ی ر مصنوعی دارید

 داروخانه ای با تعجب میگه بله داریم خانم

زنه همان طور لرزان میگه: ببخشید مارک وینست هم دارین؟

 دارو خانه ای هم باز با تعجب میگه بعله داریم  خانمه باز  لرزان میپرسه :

ببخشید میدونید چطوری خاموش میشه؟

 

 يك روز يك شاگرد از معلم علوم مي پرسه آقا جگر پا داره؟

 معلم مي گه نه. پسره مي گه پس چرا ديشب بابام گفت جگرم پاهات رو ببر بالا ؟؟؟؟؟؟

 

 يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو

از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود،

 بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه:

 نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه

 هرکي مي رسيد، مي پريد روش.

 

 ميدونيد يزد مخفف چيه : ياماها ... زيرشلواري ... دمپايي

 

 يه روز يه دختر بچه با يه پسر بچه با هم ميرن حموم،

 دختر بچه به پسر بچه ميگه ميزاري با اونجات  بازي کنم؟

 پسر بچه با ترس ميگه: نه نه نمي زارم آخه تو مال خودتو شيکوندي

 

 روی ماشین تخلیه چاه نوشته بود:

رزق ما تو کون شماست!!!

 

 ترکه ميره آمريكا، يه زن خراب مي‌بينه، ميگه: چند؟ زنه ميگه: پنج دلار همينجا،

 ده دلار تو پارك، بيست دلار خونه، پنجاه دلار هتل!

 ترکه  پنجاه دلار ميده. زنه با خوشحالي ميگه: اي ول، هتل؟

 ترکه ميگه: نه، ده بار همينجا

 

 یه بار هواپیما داشت سقوط میکرده می گن وسایل زیادی رو بندازید پایین

 همه رو میندازن ولی فایده ای نداشته میرن رو مخ ترکه کار میکنن میگن

 تو برو بپر پایین جون ما رو نجات بده تا یه راست بری تو بهشت .

 فقط وقتی خواستی بپری بگو یا زهرا تا بری تو بهشت ترکه میپره

و باز هواپیما داشته سقوط می کرده !

 میبینن ترکه داره میزنه به پنجره میگه:

 اسم اون زنه چی بود  اسم اون زنه  چی بود ؟؟!!!

 

 یک روز یک بسیجیه قرص ایکس میزنه لباسشو میده تو شلوارش

 

 یه روز یه پیره زنه میمیره میره اون دنیا ازش سوال میکنن که اولین امامت چه کسی است .

 جواب می ده : امام خمینی.

 بار دوم میپرسن بازم میگه امام خمینی .

بار سوم می پرسن می گه امام خمینی

 و بار چهارم که میپرسن میگه: علی .

 ازش میپرسن چرا حالا گفتی علی گفت فکر کردم از طرف کمیته امداد هستین

 

نوشته شده توسط پسر بد ایرونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 19:59  توسط پسر بد  | 

چقدر به همیدگه عشق میورزید..

اصولا چون ما اکیدا از کلمه عشق و عاشقی و چه میدونم معشوق و این حرفا

حسابی حالمون به هم میخوره تا کنون مطلبی راجع به عقش! نزاشته بودیم....

واسه اینکه نگید این ماشال چقدر نات رمانتیکه بیا:

اینجا برین و عشقتون رو بسنجید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 12:15  توسط ماشال کاشونی  | 

همسران و جی اف های فوتبالیست ها

اصلا من از عکس خوشم نمیاد چون سرعت لود را میگیره...

اما یه نفر این عکسا رو خواسته بود و چون دوسش دارم براش میزارم

Trezeguet.jpg

آقای تره زگه و جی افشون

Oliver Kahn.jpg

جی اف اولیور کان

Totti.jpg

این آقای بالایی رو هم معرفی نمی کنم چون همه میشناسینش(توتی جون!)

Wayne Ronney.jpg

این وین رونی چقدر بی سلیقه هستشا؟!

Steven Gerrard.jpg

بر عکس رونی جرارد نسبتا خوش سلیقه هست...

Deisler.jpg

آلمانی ها زشت هستن اما نمیدون سباستین دایسلر تو این خانوم چی دیده؟

Raica Oliveira.jpg

ماشالا به رونالدوی کله کچل با این سلیقه...

Buffons babe.jpg

این بالایی دوست دختر آقای جی جی بوفونه

team sport.jpg

این خانوم هم ماله اشلی کول هستش.... زیاد نگاش نکن.... چشات کم سو میشه!

و در پایان یه عکس از آقای براد پیت با زن(آنجلینا جولی) و بچش

چون حجمش یه کم بالا بود

اینجا رو کلیک کن.....

***توضیح***

این تیم دخانیات چیه دیگه؟ من کیم؟اینجا کجاست؟ این تیم دخانیات یا این شخص بنام موسی

رو کی........؟؟ من که یادم نمیاد!

اگه شما میشناسینش به ما هم بگین......

نظر پنجم رو تو همین پست گذاشته و کلمه های رکیکی! هم داده....

اما چون نه به بابا ننمون شک داریم و نه به خودمون پاکش نکردم تا شخصیتش بالا نیاد

در ضمن یه ماشال هیچ وقت از این جوجه فنجولی ها نمی ترسه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 11:22  توسط ماشال کاشونی  | 

حکایت زندگی

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
 
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
 
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 3:25  توسط پسر بد  | 

اس ام اس های قشنگ

دوتا خجالتي باهم ازدواج ميکنن
بچشون آب ميشه
__________________
 
از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي مي‌کني؟» گدا جواب داد: «براي اين که پولي به دست بياورم و محتاج مردم نباشم
 
__________________
 
يه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم....فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم...... امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه! عجب 206ي هستي
 
 
__________________
 
خدا وکيلي تو يه آدمي گل ماه بيست عزيز جيگر ناز با کلاس با شخصيت آخر آدميت مثل من ديده بودي؟؟؟؟؟
 
__________________
 
پسري بودم که اسم نداشت با دختري آشنا شدم که وجود نداشت به شهري رفتيم که آدم نداشت به رستوراني رفتيم که غذا نداشت با قاشق چنگا لي غذا خورديم که دسته نداشت اون غذا اصلا مزه نداشت ولي سر کار گذاشتن شما خيلي مزه داشت
 
__________________
 
خیلی دوستت دارم. یه روز میام دنبالت تا با هم بریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه.
قربانت عزرائیل
__________________
 
تو زیبا، تو ماه، تو دوست داشتنی، تو مهربون، تو بهترین، تو فرشته، اما من چی؟ یه آدم خالی بند!
__________________
 
به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم
__________________
 
به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی
__________________
ای که پا گذاشتی رو عشقه من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در 
 
__________________
 
- دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند.دختر به پسر گفت عزيزم اگر اين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟
پسر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان!
 
__________________
 
به زيدان ميگن
شنيديم بازيکن ايتاليا بهت گفته علي دايي
زيدان ميگه : نه بابا اگه گفته بود که ميکشتمش
 
__________________
 
LOVE
L : لنگت پيدا نميشه
O : عمرمي
V : وجودمي
E : انگار sms رو اشتباه فرستادم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 3:12  توسط پسر بد  | 

بدون شرح.........

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 14:38  توسط ماشال کاشونی  | 

من بهت شک دارم ... ؟!

به روش اراذلي يا جواتي

مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن ...
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم .
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام .
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري


به روش رشتي - ته غيرت


مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟
زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟
مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي ؟!
زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا جند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت .
زن : بابا جون يكم هم بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت .
مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم ...
زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو اون ?? كيلو كون رو تكون بده يه چايي ور دار بيار .
مرد : چشب خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصن ؟
زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گوليمو شستي؟
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟
زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟
مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه ...
زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست .
مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه بهمين راحتي ازش گذشت ! اصلا خانوم جان من ميرم خونه ننم .
زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون


به روش تركي - نمنه


مرد : فكر كردي من نميدانم ؟! فكر كردي من خرم ؟! شعور دارم ؟
- زن : ببين من هيچ گونه بيگناهم ! كاري نكردم ...
مرد : آخه من بدون بي دليل كه بهت گير نميدم ! ميدم ؟
زن : اونشو من نميدونم ! فقط اينو بگم كه من به تو وفادارم .
مرد : الله اكبر ! خود درخت كرم ميريزه ها ! خجالت بكش زن .
زن : اگه باورت نميشه خوب طلاقم بده .
مرد : بيبن كشيدن تو به دادگاه واسه من مثل كشيدن مو از ماسته !
زن : من به اين چيزاش هيچ كاري بيلميرم .
مرد : اي پوخ گويوم سوزون آقزووا ...
زن : سيكتير بابا


به روش سوسولي - ايش


مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟
مرد : چه حرفا ميزني !! من به تو بيشتر از خودم اعتماد دارم !
زن : آخه ميدوني چي شد ؟ از آرايشگاه تا خونه پياده اومدم كه آرايشم خراب نشه ...
مرد : اوا خوب كردي ! انقد نگران شدم ! فكر كنم فشارم افتاده پايين ؟!
زن : آخ بميرم الهي ! تو راه كه ميومدم يه چند تا از اين عوضياي جلف لجن بهم تيكه انداختن منم جوابشونو ندادم ..
مرد : خوب كاري كردي ! از اين آدما خيلي زياد شده ! فقط بلدن جلف بازي در بيارن .
زن : حالا تو خودتو خيلي ناراحت نكن بچت ميوفته .
مرد : اوا خيلي بدي تو

                                                                                                                     کپی رایتش ماله http://sootifaz.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 0:31  توسط ماشال کاشونی  |