تبليغاتX
۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

به پیر به پیغمبر اینا ماله بالای 18 ساله... بیخود تو نیا!!

بچه خیلی بد ؟!

من هم یکی از بچه های بد هستم که امید وارم با بچه های بد دیگه بتونیم گروهی بد و افتضاح (فکر کنم این جوری نوشته شه)رو تشکیل بدیم از ماشال هم تشکر میکنم که افتخار همکاری با من رو داد؟
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 22:10  توسط پسر بد  | 

ما هم اومدیم

سلام من پسر بد ایرونی هستم.... از امروز من به جمع نویسندگان وبلاگ بچه های بد

در اومدم و قصد دارم به آق ماشال عزیزم کمک کنم... امیدوارم با منم مثل اون حال کنید.

اما قصد دارم تو پست اول بگم که چه جوری می تونید یه بچه بد بشین:

۱: استفاده از سوسک و يا ساير حشره های پلاستيکی ،

 اين يک روش بسيار عالی مخصوصا برای ترساندن دخترها ميباشد .

 

۲: وقتی سر سفره غذا هستيد و بقليتون زل زده به تلويزيون و اصلا حواسش به غذاش نيست ، بهترين

 موقع برای خالی کردن نمکدون در غذای فرد مذکور ميباشد .

 

۳: وقتی به ساندويجی رفتيد ، يک جوری سر دوستتون رو گرم کنيد و بعد که حواسش پرت شد ،

 نی نوشابه اش را برداشته و گره بزنيد و بعد داخل نوشابه اش قرار بدين ،

 موقعی که دوستتون خواست نوشابه اش را بخورد ، چهره اش ديدنيه .

 

۴: تمام مراحل بالا را طی کنيد ، فقط به جای اينکه نی را گره بزنيد ، در نوشابه اش نمک بريزيد

 

۵: قلعه شنی ای را که بچه ها در ساحل درست کرده اند را خراب کنيد و بعد با خنده بگوييد معذرت ميخوام .

 

۶: در صفهای شلوغ و فشرده سعی کنيد تا ميتوانيد نفر جلوييتون رو انگول کنيد

 ( برای اين کار ميتونيد از انگول يک انگشتی ، چهار انگشتی ، با کف دست و يا دو دستی استفاده کنيد )

 اگر شخص جلوييتون برگشت و با عصبانيت بهتون گفت هی آقا چی کار ميکنيد ؟

 شما هم با صدای بلند در جوابش بگيد ، از اينکه دستم به باسنتون خورد معذرت ميخوام و اگر هم چيزی نگفت ،

 همونجور به کارتون ادامه بديد ، فقط مواظب باشيد کارتون به غسل جنابت نکشه . (این روش برای دختر خانم ها به

هیچ عنوان توصیه نمی شود چون امکان دارد مسائل جانبی به همراه داشته باشه!)

 

۷: وقتی دارين در دانشگاه با همکلاسی دخترتون صحبت ميکنيد ، سعی کنيد هميشه دستتون

 به آلتتون باشه و يا همش بخارونی نش

 

۸: هر وقت کسی براتون جک دسته اول تعريف کرد ، آن را جلوی چشمش برای ديگران تعريف کنيد .

 

۹: وقتی يک فرد مبتدی ميخواد برای اولين بار با کامپيوتر کار کنه ، فيشهای ماوس و کی بورد را بکشيد .

 

۱۰ : جلوی فرد حسودی از محبتهای خانوم و مادر خانومتان صحبت کنيد .

 

۱۱: در موقع عصبانيت دوستانتون ، فقط بخنديد .

 

۱۲: اگر شما بچه کوچک دارين ، سعی کنيد هميشه جلوی کولر عوضش کنيد ، تا بقيه هم از اون بوی

 خوش کمال استفاده رو ببرن .

 

۱۳: وقتی برادر و يا خواهرتون داره با يکی از بهترين دوستاش چت ميکنه × فيوز کنتر را بالا بزنيد .

 

۱۴: روی ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد : لطفا اينجا چيزی ننويسيد .

 

۱۵: اگر دختر همسايتون بهتون پا نداد ، روی ديوار خونشون اسمشو به همراه يکی از کلمات منادی عفت بنويسيد .

 

۱۶: درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئی بکشيد .

 

۱۷: روی صندلی معلم و يا استادتون چسب قطره ای بريزيد تا به صندلی بچسبه .

 

۱۸: وقتی خونه يک فرد خسيس رفتيد ، تمام قندهای قندون رو توی چاييتون بريزيد .

 

۱۹: هر وقت رفتيد خونه دوستتون و رفتين پای کامپيوترش ، همينکه ديديد دوست نيست ، سريع يک اف ۳ بزنيد

 و ستاره نقطه ام پی ۳ رو سرچ کنيد و تمام يافته ها رو شيفت ، دليت کنيد.

 

۲۰: چند دقيقه قبل از اينکه به قصد مسافرت از خانه خارج شويد با دوستتان تماس بگيريد و با اصرار او را به

 خونه تون دعوت کنيد .

 

۲۱: وقتی متوجه شديد که يکی از اقوام تان ميخواهد برای تعطيلات عيد به مسافرت برود ، به مهمانی انها برويد

 و تا روز چهارده همان جا پلاس باشيد .

 

۲۲: در دقيقه نود امتحان ، وقتی همکلاسيتون ، ازتون تقلب خواست به او کاغذ سفيد تحويل بدهيد .

 

۲۳: يک سانديس خالی را باد کنيد و به دوستتون تعارفش کنيد تا بخوردش .

 

۲۴: وقتی به يک مغازه شيک شلوار فروشی رفتيد ، برخلاف تاکيدهای فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد

 تا خاکی شود ، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديد .

 

۲۵: بعد از خوردن شام عروسی که همه در حال رفتن هستند ، دستهايتان را با لباس فرد جلوييتون پاک و مطمئن باشيد

 که کسی نميفهمد .

 

۲۶: ساعت ۳ نصفه شب و در حالی که يک ماسک فوق العاده ترسناک بر سر دارين ، برين داداش و يا خواهرتون رو بيدار کنيد .

 

۲۷: روی بخاری کلاس درس ، کپسول آموکسی سيلين بريزيد .

 

۲۸: کسی که از بوس و ماچ بدش مياد رو ، بوسه باران کنيد ، البته از نوع آبدار .

 

۲۹: وقتی باکسی قرار دارين ، سعی کنيد هميشه دير سر قرار حاضر بشين .

 

۳۰: و در آخر از ترقه هم فراموش نکنيد ، چون کاربردهای بسيار زيادی داره .

در پایان بگم که اصلا نظرای شما برام مهم نیست..... و ضمنا از آق ماشال هم میخام که

به خاطر من فردا آپدیت نکنه!                             فداتون پسر بد ایرونی

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 19:58  توسط پسر بد  | 

گفتم که تا شنبه صبر کنید.....گوش که نمی دید!

آقا ما گفتیم که به مناسبت اولین ماه ریدن تیم ملی یه ویجه نامه راه بندازیم

در ضمن دلم نیومه تا شنبه دستاتون رو تو حنا بزارید

بیاید تحویل بگیرید. در ضمن این

پست زیبا تقدیم می شه

 به

 علی دایی

****

بعد از بازي ايران و مكزيك فيفا رسما علي دايي رو پدر فوتبال ايران معرفي كرد !!!

‌ میدونید چرا؟

چون مادر فوتبال رو گاييد

****

همين الان خبر رسيد ميرزاپور براي فيلمه چند ميگيری برينی انتخاب شد

 و علي دایی هم در اين فيلم نقشه جنازه رو بازی ميکنه

****

اي كه در جام جهاني مي خوري.... مكزيكو ريدي , بابا ك*ير مي خوري؟

****

اي برانكو، ك؟س كش مادر خراب .... آرزوي ملتو كردي سراب

****

ك؟ير هفتاد و چند ميليون نفر .... توي ك؟ونت، اي دايي كره خر

****

الان علی دابی اس ام اس زد و گفت: با الزه مزلت ضمنه ازلخواهی

 به ملدمه شليفه ايلان گل ميدم دل جام جهانيه 2010 جبلان کنم

****

 همين الان علي دایی اعلام کرد: به علت دلد شدید کمل ,

 که به علت استفاده آگای بلانکو از من دل داخل زمین و بیلون از زمین بوده ,

 با پلتگال, بازی نمی کنم و انشااله با

ک؟ونی که بعد از جام جهانی به ملت میدم. از خجالتشون دل میام.

****

به علي دايي ميگن با وكيل جمله بساز ميگه: من گبل از بازی ایلان و مکزیک

به حمام لفتم و كيلم را شستم و آماده کیل کلدن تیم ملی بودم

****

علي دايي درمقابل مكزيك در بازي دنبال چه بود؟

الف) كاندوم مصرف شده بوگوتي

ب) دنبال سوراخ ك؟ونش

ج) ك؟ونش رو به مدافعان (ماركز) بده

د) ك؟ونش رو مثل هميشه به مدافع حريف بمالونه

****

 مهريه زن علي دايي از ترس كونش چه بوده است؟

الف) آب

ب) ك؟ير محمد دادكان

ج) ك؟ير ملت ايران

د) ك؟ير برانكو

****

سوال زیر را کامل کنید

شوت های میرزا پور مانند...........؟

الف: مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی

ب: مگر میرزا پور شوت هم بلده

ج: گزینه الف

د: گزینه ج

****

فدات شم... تا روز شنبه دیگه دندون سر چگر بزار

امضا : ماشال کاشونی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 9:18  توسط ماشال کاشونی  | 

چه خبره؟ اول خوب بخون تا بعد آپدیت کنیم

سلام .... غرض از مزاحمت و آپدیت این بود که فعلا این مطالب زیر رو خوب بخونید و

منتظر یک آپدیت توپ و حسابی باشید.. روز شنبه! حتما بیاین..

چیه چرا اینجوری نیگا می کنینبخدا راست میگم در  هر حال ما که رفتیم.

در ضمن اگه میخاین نظر بزارین تو همین زیر یعنی همین پست بفرمایین.. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 1:53  توسط ماشال کاشونی  | 

اینم جک دیگه چی می خواین؟

روزی دختری از ملا پرسید اگر دست پسری را بگیرم چه حکمی

دارد؟ ملا گفت : قطعاً جایت در جهنم است. این بار دختر گفت

اگر دست شما را بگیرم چی ؟ ملا لپ دختر را کشید و گفت:

ناقلا می خوای بری بهشت؟؟؟!!!

***

ترکه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ميبينه يك بدبختي افتاده رو زمين،

6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي ميپرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده

بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته ترکه ميزنه

شيكم يك بدبختي رو تو شهرشون سفره ميكنه! بازپرسه ازش ميپرسه:

بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ ترکه ميگه: جناب سروان،

گوز گنده داده بود!!!

***

تركه نشسته بوده تو قهوه‌خونه داشته چايی ميخورده، يهو ميبينه يك

مگسی پرواز كنان از لای روپوش خانم ميز روبرويی وارد مركز

ثقل زنه ميشه! بعد يك مدت ازونجا درمياد صاف مياد ميفته تو

چايی تركه! تركه خيلی شاكی ميشه،‌ داد ميزنه: پدر سگ مادر قحبه!

كس‌تو يجا ديگه می‌كنی، غسل‌تو توی چايی ما؟!

***

ترکه غسل ميكرد . ازش میپرسن چیکار می کنی؟میگه : غسل جنايت می كنم .

می گن: غسل جنابت نه جنايت.

ترکه میگه: اونجوري كه من كردم جنايت بود نه جنابت .

***

 از تركه مي پرسن تو كه بچه نمي خواستي پس چرا زنت دوقلو زاييد؟


ميگه:آخه به جاي كاندوم كاربن گذاشتم!

***

 معلمي از دانش آموزانش پرسيد : اگر طول اتاقي پنج متر باشد

و عرض آن سه متر باشد من چند سالم هست؟!!!! يكي از دانش

آموزان گفت : 48 سالتونه. معلم گفت : از كجا فهميدي؟ دانش آموز

گفت : از اونجايي كه يك پسرخاله دارم نيمچه خل هست و 24 سال

داره. با اين حساب شما 48 سال داريد

***

 از تركه ميپرسن عمل ختنه چه نوع عمليه

ميگه عمل 100% كلاه برداري!

***

 از قزوینیه میپرسن سفید ترین

کونی که کردی چی بود؟

میگه : ادم برفی

 ***

ملا نصرالدین تو دهشون مسجد میزنه هیچکی نمیاد به مسجد

برای نماز بعد یک تابلو میزنه نماز ظهر وعصر در این مسجد

یک رکعت بدون وضو

***

شوهر : بچه به مامان بگو امشب میریم شمال!

زن که پریود بوده و مشکل داشت : به بابات بگو جاده بارونیه!

شوهر : به مامان بگو از راه قزوین می ریم!!!  

***

 یارو دم دما مرگش بوده داشته میمرده به زنش میگه می خوام یک

قولی به من بدی زنشمیگه بگو باشه یارو میگه به من قول بده بعد

از مرگ من با این عباس اقا همسایه ازدواج نکنی زنش میگه :مطمئن

باش صدرصد!!  یارو تعجب می کنه میگه چطوری زنش میگه اخه بهم گفته دیگ از این به بعد

نمی خواد  به یک نفر  دیگه قولشو دادم

***

ترکه میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو

میکرده ترکه میگه خفه شو اول مو بعد تو

***

 لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش

مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين

چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده

شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره

هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه

به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن

كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!!

افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو

***

لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه،

داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه،

ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط

يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره

تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك

شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟!

كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره

بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش

رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو

آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت

مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا

بردي؟!!!

***

پسر بچه ای تو قزوین گم میشه قزوینیه میاد بهش میگه تاس

میندازیم اگه از 1 تا 5 اومد میکنیمت. پسره میگه اگه 6 اومد چی ؟


قزوینیه میگه جایزه میتونی اینبار خودت بندازی

***

سازمان سنجش اعلام کرد هیج قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند!

***

ترکه ميره سلمونی، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه ميگه بگذار

يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: ‌خشك بزنم يا تر؟ترکه ميگه: ‌يعنی‌چی،

چه فرقی ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايی كه وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمی‌زنند،

ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك می‌زنند. ترکه بهش برمی‌خوره،‌ ميگه:‌

يعنی چی آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزنی! يارو هم شروع ميكنه همينجور

خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه ترکه دهنش سرويس ميشه، ميگه:

وايسا، وايسا! يه چيزايی داره يادم مياد

***

انواع دختر:

15 ساله : ببو

17 ساله: لیمو

19 ساله: هلو

25 ساله : آلو

35 ساله : لبو

45 ساله : کدو

55 ساله : لولو

***

يك دوست دختر مثل يك آدامس است...

 جويدن طولاني هر آدامسي به‌جز بيمزه شدنش حاصلي ندارد.

 هيچ وقت آدامس نيم‌خورده‌ي كسي را به دهان نگذاريد.

 داشتن آدامسي كه نتوني بازش كني با نداشتنش هيچ فرقي ندارد.

 آدامس زياد مانده ارزش جويدن ندارد.

 هر از چندي به دندانهايتان هم فرصت استراحت بدهيد.

 به هرحال آدامستان را مي‌توانيد عوض كنيد ولي دندان هايتان را نه.

 به چشيدن طعم تنها «يك» آدامس اكتفا نكنيد.

 آدامسها در شكل ها، قيمت ها و مزه‌هاي مختلف ساخته مي‌شون

***

يك بابايي رو مي‌خواستند تو آذربايجان اعدام كنند.

 بهش مي‌گند: ‌چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي،

 ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني.

 يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي،

 يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! مي‌زنه زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين!

 تركا بهش ميگن: بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت مي‌فهمي

***

به ترکه ميگن چهقدر تو خری ميگه بابامو نديدين

***

بچه به باباش ميگه باباچرا به ما ترکا ميگن خر

باباش ميگه برو يه قابلمه بيار بچه ميره مياره باباش ميگه حالا بزن روش بچه ميزنه

  تق تق تق

ميگه بابا بابا دارن در ميزنن

باباش ميگه حالا فهميدی چرا به ما ميگن خر

حالا پاشو برو قابلمه رو  بزار سر جاش درم باز گن ببين کيه

***

علي دايي رسما اعلام کرد بعد از خداحافظي از تيم ملي مي خواد

 دنبال گيتار شماعي زاده بگرده

***

گزارشی از مادر و خواهر علی دایی قبل از بازی ایران پرتغال:

در صورت گند زدن در بازی دایی هیچ مسئولیتی به عهده ی ما نیست دایی خودش زن دارد

***

 و اما مادر میرزاپور:

در قبال رد شدن توپ از خط دربازه هیچ مسئولیتی قبول نمی کنم او هنوز کودک است

***

بنا به در خواست هموطنان عزیز هواپیمای فوتبالیست های ایران در فرودگاه قزوین به زمین می نشیند

***

زن باهوش + مرد باهوش= عشق

 

زن احمق +مرد باهوش =سکس

 

زن باهوش+ مرد احمق= ازدواج

 

زن احمق+ مرد احمق = حاملگی

***

ترکه ميخواسته هواپيما دزدي کنه.

ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم.

ترکه ميگه خب برو دبي.يارو ميگه نميرم.

ترکه ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.

بعد ترکه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم!!!

***

می دونی  رکورد ریدن رو تو کمترین زمان  دست کیه؟

 دسته میرزا پوره که تو5 دقیقه رید رو 70 میلیون ادم

***

مسابقه اين هفته :

در بازی بعدی میزاپور به چه کسی پاس گل می دهد؟

 1. فیگو 2. رونالدو 3. دکو 4. ریسک نمیکنه و خوددش میزنه تو گل

***

 1 جنین

2 نوزاد

 3 خوردسال

4 کودک

5 نوجوان

 6 جوان

 7 میان سال

 8 پیر

 9 فرطوت

10 کهن سال

 11 فسیل

 12 علی دایی

***

نتیجه دور اول گروه D در جام جهانی: 1. پرتغال 2. مکزیک 3. آنگولا 4. مونگولا

***

 قزوينيه يه کيسه برنج تبرک مي‌خره مي‌بره خونه، درش رو باز مي‌کنه و ميگه: پس حميد کو؟

***

اگه خواستی یه دختر خوشگلو... به چهار چیز توجه کن!

۱- این کار نامردیه

۲- نفرینش همیشه پشت سرته

۳- گناه داره

۴- خونه ما خالیه

***

به خدا حیفه تو این مملکت بمونی .. کسی قدر تو رو نمیدونه

اگه بری هند اونجا همه تو رو می پرستن

***

سخنی از بزرگ قزوینی:

تا امید هست آرزو نمی کنم!

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 16:55  توسط ماشال کاشونی  | 

چند کلام حرف خودمونی

سلام بابا بی خیال هیشکی نتونست جواب بده!!!

پاسخش اینه : انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

در ضمن بزودی سری جدیدی از جک ها رو شاهدش خواهید بود. اما الان می خوام

از آفی که برام گذاشتن استفاده کنم. در ضمن از خانم گلابی و آقای پرشین پاس نیز

متشکرم.. متی جون چاکر شما و آقا مجید نیز در ضمن هستیم

به چی علاقه دارین؟؟؟
گوشی موبایل ( 17رای، 12%)
اذیت کردن دخترا ( 25رای، 18%)
سکس ( 50رای، 36%)
چت ( 8رای، 5%)
کتاب ( 11رای، 7%)
درس ( 6رای، 4%)
فوتبال ( 11رای، 7%)

بارسلونا ( 10رای، 7%)

جمع کل آرا در یک ماه اخیر ۱۳۸ رای
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 11:7  توسط ماشال کاشونی  |