تبليغاتX
۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

به پیر به پیغمبر اینا ماله بالای 18 ساله... بیخود تو نیا!!

سورپریز (( رسم و رسوم قلیون کشیدن)) مخصوص بر و بچ فین کوچیک

این ماه ماه خوبی بود نزدیک به ۷۰۰ بازدید کننده داشتم حیفم اومد به این زودی

با اردیبهشت خدا حافظی کنم ..... بیاین اینم یه پست دیگه

قليان مونس تنهايی است...
روزهايی که تک می مانی ، روزهايی که در غم خود فرو می روی و شايد هم اگر عاشق باشی ، قليان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره می بخشد...
و اما :

آداب و رسوم کشيدن قليان :

اولين رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ...(اينم بعد اجتماعی بودن قليلان!!)

دوم اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...

سوم اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...

چهارم طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...

پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...

ششم٬ همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن ٬حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ...

هفتم٬ هيچ کس نبايد خود سر ٬دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد(آخر دموکراسی)...

هشتم ٬ با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است.

نهم٬بر روی ذغال قليان نبايد جسم ديگری قرار داد يا روی آن آب ريخت.با اين کار ديگران می توانند از کشيدن قليان صرف نظر کنند.

ده٬قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.

يازده٬زمانی که احساس شد ذغال قليان جواب نمی دهد با توافق جمع بايد اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 19:47  توسط ماشال کاشونی  | 

آخرین پست اردیبهشت....خداحافظ اردیبهشت 85 توجه : 18+

چه می کنه این ماشال کاشونی..... تر و تازه :: بفرما

ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه ،

 میبینه نونها دارن تو دستگاه میچرخند به یارو میگه:

اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه

***

ترکه میره دکتر میگه: آقای دکتر من و خانومم بلد نیستیم با هم ازون روابط برقرارکنیم!

 دکتره میگه: جانم این که کاری نداره، (همون موقع دو تا گربه رو میبینه که تو خیابون

سخت مشغولند) میگه: مثلا اون دو تا گربه رو تو خیابون نگاه کن، ببین نره

 واستاده پشت، مادهه واستاده جلو و... خلاصه اساس کار رو توضیح میده. بعد از یک مدت،

 دکتره ترکه رو تو خیابون میبینه، ازش می‌پرسه: خوب معاشقه خوب پبش میره؟ ترکه میگه:

 خیلی عالیه آقای دکتر. فقط من نمی‌دونم چرا هروقت ما میایم یک کاری بکنیم،

 مردم جمع می‌شند، دست می‌زنند، صوت می‌کشند!

***

ترکه نشسته بوده تو تاکسی، همینجوری که داشتن میرفتن یه دفعه یک بادی از جهت نامساعد

 از یکی از خانمای مسافر در میره. راننده تاکسی هم از اون تهرونیای با مرام بوده، ‌زود میگه:

 خانمها، آقایون! می‌بخشید، من امروز غذای باد دار خوردم، دست خودم نبود. ترکه قضیه رو

 میفهمه، خیلی خوشش میاد. با خودش میگه: ‌عجب آدم با مرامیه، دمش گرم! خلاصه یکم

 میگذره، خانم دوباره تلنگشون در میره. رانندهه باز زود میگه: خانمها، آقایون شرمنده،

‌دست خودم نبود. ترکه با خودش فکر میکنه: اینجوری نمیشه، من جوان آذربایجانم، باید غیرت

 خودمو نشون بدم. ایندفعه که این خانم بگوزه، من گردن می‌گیرم. هرچی منتظر میشه دیگه

 بادی از خانم در نمیره، تا اینکه میرسه به مقصد و باید پیاده میشده. همینطور که داشته پیاده

 میشده، میگه: خانمها، آقایون! من از شما معذرت می‌خوام، از این به بعد هروقت این خانم گوزید،

 بدونید من بودم!

***

ترکه تو یک مسابقه شرکت کرده بوده، ‌بهش میگن اگه بتونی اون شیری که تو اون قفسه رو بکشی،

برای جایزه،‌ می‌تونی بری اون دختره خوشگل که تو اونیکی اتاق هست رو بکنی. ترکه میگه:

 بابا اینکه کاری نداره! خلاصه میره تو قفس شیره، بعد از دو سه ساعت کشتی گرفتن،

 خیس عرق میاد بیرون، میگه: حالا باید کی رو بکشیم؟!

***

یک پیرزنه میخواسته بره مجلس ختم،‌ چشمش خوب نمیبینه،‌ اشتباهی در خونه همسایه

 رو میزنه. از قضا تو اون خونه هم سه تا پسره فیلم سوپر دیده بودن و اساسی راست کرده بودند.

 پیر زنه می‌پرسه: ننه جون اینجا مجلس ختمه؟ میگن:‌آره ننه، اونم چه مجلسی! خلاصه میارنش

 تو خونه و سه ساعت اساسی میکننش. وقتی کارشون تموم میشه، پیرزنه همینجور که داشته

 بندوبساطشو جمع میکرده که بره، برمی‌گرده میگه: ننه جون، مدیونید اگه شب سه و هفت

 و چهلم اون مرحوم منو دعوت نکنید!

***

ترکه میره دکتر میگه: آقای دکتر تخمم درد میکنه، دکتر دست میزنه میگه: الان چه احساسی داری؟

 میگه: دکتر جون دوست دارم ادامه بده!

***

ترکه تو یه مسابقه نقاشی شرکت میکنه تو جهان اول میشه، میان یه هیئت از ایران میفرستن

 ببینن چی کشیده. میبینن یه مرد لخت کشیده که یه ماسک رو دهنشه، یه شاخه گل دستشه

 و یه کاندوم هم رو کیرشه! میرن از کارشناسای خارجی میپرسن: بابا این چه افتضاحیه؟

 آخه شما چطور اینو برنده اعلام کردین؟! میگن: این پیام داره: اون ماسک یعنی خودشو

 از آلودگی‌ها دور کرده، اون گل نشانه طبیعته، اون کاندوم هم نشانه مبارزه با بیماریهای

 جنسیه. بعد میرن پیش ترکه میگن: منظور شما از این نقاشی چی بود؟

 میگه: والله ما فقط می‌خواستیم بگیم که کس کردن با کاندوم مثل بو کردن گل با ماسکه!

***

یک لاشیه سوار ماشین بوده، همینطور که داشته میرفته،‌ یهو میبینه جلوتر نیرو انتظامی

 داره ماشین‌ها رو میگرده. یهو یادش میفته که تو کیفش یک کیر مصنوعی داره، از ترسش

 سریع کیره رو از پنجره پرت میکنه بیرون. تو ماشین بغلی دو تا ترکه داشتن واسه خودشون

می‌رفتن که یهو کیره از جلو ماشینشون رد میشه. یکیشون به اون یکی میگه:

 غضنفر این چی بود؟! میگه: فکر کنم پشه بود! یارو میگه:

 اَاااه...! ولی عجب کیری داشت‌ها

***

یه بابایی چکش تو قزوین برمی‌گرده میفته زندون، با خودش میگه الان اینا ترتیب ما رو میدن،

 بگذار یکم خالی ببندیم،‌ بلکن بترسند. شروع می‌کنه میگه: آره من دو نفر رو خفه کردم،

تو یک درگیری سه تا پلیس کشتم، شیش تا بی معرفت رو تو یک شب کاردی کردم،

 همین دیروز هم یک نالوطی رو با ساطور کشتم! یارو قزوینیه بهش میگه:

‌بالام جان تو ما رو هم کشتی!

***

یارو دهاتیه می‌خواسته بره تهران، رفیقاش بش میگن: جواد رفتی اونجا افه مفه(!) یاد بگیری‌ها!

 میگه: باشه. میره شهر و کاراشو میکنه، وقتی میخواسته برگرده میره پیش یکی از این تهرونیا

میگه:‌های به ما افه مفه یاد بده ما بریم دهات خودمون بچه‌ها حال کنن! تهرونیه مگه: باشه،

 بگو دوش! یارو میگه: دوش، تهرونیه میگه: بشین سرش برو شوش! یارو هم حال میکنه

و میره ده خودشون رفیقاشو جمع میکنه میگه: بیاین افه یاد گرفتم، بگین دوش. میگن دوش،

 هر چی فکر میکنه یادش نمیاد بقیش چی بود، میگه: خلاصه کیرم تو کونتان!

***

کنفرانس بین المللی شناخت طبیعت انسان بوده، اول انگلیسیه میاد میگه: انسان قائم به ذاته

 و یک ساعت سخنرانی فلسفی می‌کنه. بعد هندیه میاد میگه: روح انسان بر جسمش مستولیه

 و اون هم دو ساعت سخنرانی میکنه. نوبت ترکه میشه،‌ میاد پشت میکروفون، میگه:

 اصولاً انسانها همه یا کونیند یا کس خل!! همه ملت سر وصداشون در میاد که: یعنی چی آقا؟

 این حرفا چیه تو کنفرانس تخصصی؟ ترکه میگه: صبر کنید! من ثابت می‌کنم! اشاره میکنه

 به یه بابایی میگه: برای مثال آقا شما بیا بالا. یارو میره بالای سن. ترکه ‌میگه:

 قربان اگه به شما بیست میلیون دلار بدن کون میدین؟! مرده میگه: نه که نمیدم!

 ترکه میگه: خوب کس خلی دیگه!

***

روباهه بچه شیره رو میکنه. ‌بچه شیره هم گریه کنان میره پیش باباش میگه: بابا جون!

 یکی منو کرد! شیره میگه: غصه نخور بابا، من دهنشو سرویس میکنم. فرداش یه تابلو میزنه

 که هرکی بچه منو کرده بیاد شهردارش کنم! روباهه هم میره به گرگه میگه بیا تو برو بگو تو کردی،

 که تو رو شهردار کنه. گرگه هم خر میشه میره میگه من کردم شیره هم میبنددش به درخت،

 میگه: همه حیوون‌های جنگل بیان بکننش. نوبت روباه که میرسه، گرگه سرشو با ناراحتی

 بر میگردونه. روباهه هم بش میگه: هوی رفیق! ‌چیه از اون وقت که شهردار شدی دیگه تحویل

 نمیگیری؟!  (( ماشال ::>> خیلی بی مزه بید نه؟))

***

یه تهرانیه و یه اصفهانیه و یه ترکه داشتن کنار خیابون میشاشیدن. یه دفعه نیرو انتظامی

 میرسه، به تهرونیه میگن: مرتیکه! داری چی کار میکنی؟! میگه: دارم مرگ بر شاه مینویسم.

 میگن خوب اشکال نداره. به اصفهانیه میگن: تو داری چه غلطی می‌کنی؟!

 ‌میگه دارم مینویسم: استقلال آزادی جمهوری اسلامی! بازم می‌گن خوب اشکالی نداره.

 نوبت به ترکه میرسه، هول میشه نمیدونسته چی بگه، ‌میگه: آقا والله من سواد ندارم،

 بیا خودت بگیر هر چی میخوای بنویس!

***

یه زن مسیحی میره پیش یه آخونده میگه من میخوام مسلمون شم. آخونده بهش میگه:

 شما الان تشریف ببرید‌، بعد از اذان مغرب برگردید، ‌مراسم مسلمون شدن اون موقع انجام میشه.

خلاصه زنه میره و شب برمی‌گرده. آخونده میبردش تو اتاق پشتی، بهش میگه:

 شما بفرمایید لباساتونو در بیارید،‌ تا مراسم رو اجرا کنیم. زنه میگه: فکر می‌کنم اشتباه

 متوجه شدید، من میخوام مسلمون بشم چرا باید لخت شم؟ میگه: خواهر اشتباهی نشده.

 هرکاری مراسم ویژه خودش رو داره! خلاصه زنه با شک و تردید لخت میشه.

بعد آخونده میگه: حالا بیاین در آغوش اسلام!

***

پسره خیلی تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسایه رو سرویس کرده بوده.

 خلاصه آخرش مامانش شاکی میشه میبردش پیش یه روان شناس که از قضا

 از همشهریای آذربایجانی بوده. میگه: آقای دکتر این پسر من خیلی اذیت میکنه،

 پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نمیده، زده تلویزیون رو خراب کرده،

شیشه همسایه رو شکسته، ماشین صاحب خونه رو آتیش زده. دکتره میگه:

 خانم شما برین روی اون تخت لخت شین تا ببینیم چیکارش می‌تونیم بکنیم!

 زنه میگه: آقای دکتر من گفتم پسرم شیطونه شما میخواین منو معاینه کنید؟

دکتره میگه: ‌خانم شما بفرمایید لخت شین! بنده چهل و پنج ساله که پزشک روانشناسم.

زنه باز میگه: آقای دکتر! شما مثل اینکه متوجه نشدید، من می‌گم پسرم اذیت میکنه.

دکتره میگه: بله خودم می‌دونم ولی همچین بچه ای رو باید مادرشو گایید!

***

تو سبزه‌وار یک آخوند خالی بندی بوده که تعصب خاصی هم به حضرت عباس داشته.

 این بابا ‌هرسال سر ماه محرم بالای منبر یک دروغ شاخدار می‌گفته و آبروی مسجد رو می‌برده.

 یک بار قرار بوده واسه محرم بره بالای منبر، شب قبلش ریش سفیدای مسجد جمع میشن،

 میگن چی کار کنیم؟ این باز میره سرمنبر خالی میبنده، آبروی ما رو می‌بره. آخرش قرار می‌شه

 که یه نخ ببندن به خایه‌های طرف، هر وقت خیلی ضایع کرد، نخه رو بکشند تا حواسشو

 جمع کنه و حرفشو درست کنه. خلاصه فردا شب میره سرمنبر و شروع میکنه به خطابه.

 یخورده که می‌گذره دور برش میداره و میگه:...آره حضرت عباس شمشیرش رو کشید

 ده میلیون آدم رو کشت! ملت پشت صحنه زود نخه رو میکشن، میگه یه میلیون نفر،

 باز میکشن، میگه صدهزار نفر، دوباره میکشن. آخونده شاکی میشه میگه:

 به حضرت عباس اگه خایه‌هام رو هم بکنید از صد هزار پایین تر نمیام!

***

خوب خوندین حال کردین جون ماشال یه نظر بدین..... یا این زیر یا دست چپ


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:42  توسط ماشال کاشونی  | 

هه هه هه هه هه

من کم آوردم عمرا و عمرا و عمرا ایضا عمرا 

آماده باشید.....  فعلا یه مطلب قرضی دارم

از وبلاگ :دختر بلا

***

كتاب هاي درسي

چندي پيش در وزارات اموزش و پرورش بحثي به وجود امد که براي درک بهتر دانش اموزان،کتاب هاي درسي بايد مطابق شرايط شهري دانش اموز باشد.براي مثال کتاب هاي دانش اموزان تهراني اين گونه تاليف شد:
1.ادبيات
ان دختر خوشگل با پرايد سفيد امد.او به من امار نمي دهد.من مخ او را خواهم زد...
باران مي بارد.ان دختر و پسر زير باران چه غلطي مي کنند من نمي دانم.پليس 110 مي ايد و انها را خفت مي کند.
2.انشا
موضوع هاي انشا به اين صورت تغيير مي کند:
-علم بهتر است يا دوست دختر؟
-تعطيلات نوروز را کجا دختر بازي کرديد؟
-تايتانيک بيشتر صحنه دارد يا من ترانه 15 سال دارم؟
3.رياضيات
-حسن 3 دوست دختر دارد احمد بنده خدا ندارد،حسن يکي از دوست دختر هاي خز خود را به حسن ترانسفر مي کند،حسن در کل چند دوست دختر دارد؟
-8 دختر روي نيمکت پارک ساعي نشسته اند.اگر هر پسر بتواند فقط 2 دختر را مخ کند براي مخ کردن تمام دختران چند پسر لازم داريم؟
4.علوم
درس علوم به علت عدم نياز بچه هاي تهران به اون حذف شده.چون بچه هاي مهد کودک در تهران به اندازه کافي و در بعضي نقاط بيشتر از کافي اطلاعات دارند.اون هم به علت زياد شدن ماهواره و نگاه کردن اطفال به کانال هاي XXL...GLX...ELX...پيکان جوانان وشبکه 7 است.
5.ورزش
مي ترسم با گفتن اين پراتون بريزه و امار مهاجرت به تهران 1000%افزايش پيدا کنه...
-----------------------------------------
پيام اخلاقي اين پست:تا مادرتون زنده است قدرشو بدونيد...نذاريد دير شه تا فردا افسوسشو نخوريد...همين الان بلند شيد خوشحالش کنيد...
ابروي اهل دل از خاک پاي مادر است
هر چه دارند اين جماعت از دعاي مادر است
ان بهشتي را که قران مي کند توصيف ان
صاحب قران بگفتا زير پاي مادر است

****

 

نظرتون در مورد پرونده هسته ای ایرا چیه؟
پیروز میشیم! ( 5رای، 31%)
می بازیم! ( 0رای، 0%)
آمریکا هیچ غلطی نمی کنه ( 0رای، 0%)
نمی دونم ( 0رای، 0%)
نگرانم ( 1رای، 6%)
آخه بچه به تو چه این فضولیا! ( 2رای، 12%)
بارسلونا قهرمان اروپا میشه ( 6رای، 37%)
آرسنال نایب قهرمان اروپا میشه ( 2رای، 12%)

عنوان نظرسنجی: جواب بدین!
تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/1/29
مجموع نظرات: 16
آدرس: http://badkids.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 14:24  توسط ماشال کاشونی  | 

بیا اینم آپ دیت اینبار همش 18-

 

ميگن اگه 40 شب با خلوص نيت آشغالاتونو ساعت 9 بيرون بزاريد احمدي نژاد رو خواب ميبينيد

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

 مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

 چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

 فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

 چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:12  توسط ماشال کاشونی  | 

خوب همینو می خواستین دیگه؟نه!!!

این دیگه بهتر از جکه نه؟

مرور هشت خبر جنجالی سال


 


تصویر نامه منسوب به عمر در موزه لندن

1 - نامه عمر به پادشاه ایران

مشهورترین خبر جعلی سال گذشته را طبق معمول طرفداران نظام سلطنتی ساقط شده با کشف نامه های عمر و یزدگرد به یکدیگر در موزه لندن ساختند.
این متن بارها و بارها در وب سایت های سلطنت طلبان و پان ایرانیست ها تکرار و از طریق ای میل به بسیاری از کاربران اینترنت ارسال شد.
در این متن عمر از یزدگرد سوم می خواهد که مسلمان شود و یزدگرد هم اعراب را بی تمدن و وحشی می خواند.
این متن پس از انتشار در سایت های مختلف سلطنت طلبان در سایت ایران ما نیز منتشر شد.



صحنه ای که احمدی نژاد به آملی از هاله نور می گوید

2 - هاله نور دکتر احمدی نژاد

ملاقات دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اسلامی و آیت الله جوادی آملی در قم که احمدی نژاد با افتخار از سخنرانی خود در سازمان ملل سخن می گفت انعکاس فراوانی در جامعه داشت،احمدی نژاد در این ملاقات اظهار داشت که در هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل خود را در هاله ای از نور یافته است که سبب شده است سران سایر کشورها منکوب و متحیر سخنان وی شوند.
فیلم این ملاقات که توسط یکی از مسئولان "بیت" آملی تصویر برداری شده بود، در سایت های اینترنتی منتشر شد در حالی که سخنگوی دولت دکتر الهام که خود روبروی تصویربردار نشسته بود این سخنان و حتی موجود بودن فیلمی از این ملاقات را تکذیب کرد!




سگ گریان در حرم امام رضا


۳ - سگ زائر امام رضا

ماجرای سگ زائر امام رضا مدتها در روزنامه ها و خبرگزاریهای جمهوری اسلامی نقل مجلس بود،سگی که با قیافه ای تاثر برانگیز یه حرم امام رضا پناه برده بود عکس هایش ابتدا در سایت انتخاب و سپس در سایر سایت های اینترنتی تا مدتها به چشم می خورد،سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی نوشت که این ماجرا از اساس ساختگی بوده و خدام حرم برای فروش سی دی این ماجرا راخلق کرده اند.
در یک واقعه مشابه رسانه های جمهوری اسلامی سال گذشته خبر از یافته شدن نامه ای از امام زمان به همراه یک شکلات در حرم مادر امام زمان دادند، در هر دو مورد مشخص نشد که بر سر سگ و شکلات چه آمد!



نیروهای "خودی" سفارت دانمارک را اشغال می کنند

۴ - اشغالگران سفارت دانمارک عوامل بیگانه بوده اند!

در حالی که رسانه های داخلی و خارجی صدها گزارش و عکس از تجمع اعضای بسیج و حمله آنها به سفارت دانمارک دادند،چند روز بعد رئیس عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی اعلام کرد: حمله کنندگان به سفارت دانمارک عوامل بیگانه بوده اند!
این در حالی بود که نه تنها عوامل شناخته شده بسیج و حزب الله در تصاویر خبرگزاریها در میان اشغالگران سفارت دیده می شدند بلکه برخی از آنان نیز با افتخار از جزئیات حمله به سفارت دانمارک در وبلاگ های خود نوشته بودند.



صدا و سیما یک دختر جوان را به عنوان کاشف معمای
نیم قرنی انیشتین معرفی می کند


۵ - حل شدن معمای انیشتین توسط یک دانشجوی دختر ایرانی

صدا و سیمای جمهوری اسلامی در سال گذشته بار دیگر یک نابغه ایرانی را به جهانیان معرفی کرد، خانم بهاره سروستانی توسط برنامه های خبری صدا و سیما به عنوان کاشف حل معمای انیشتین معرفی شد،چندی بعد برخی از روزنامه نگاران نسبت به صحت این خبر ابراز تردید کردند و سرانجام اصل خبر و منبع جعلی آن تکذیب شد.این چندمین بار است که صدا و سیما اخبار علمی نادرست پخش می کند.



الهام افروتن روزنامه نگار جوانی
که به علت یک اشتباه بازداشت شد

۶ - بازداشت روزنامه نگار  نویسنده طنز

در حالی که چند هفته از بازداشت الهام افروتن روزنامه نگار جوان هفته نامه تمدن هرمزگان که بدون خواندن هجویه ای و به اشتباه متنی را از روی اینترنت کپی و به عنوان مطلب طنز پزشکی به چاپ سپرده بود، سپری شده و در این مدت ضمن آنکه نویسنده اصلی در سایت های مختلف خود را معرفی کرده بود و روزنامه نگار متهم نیز ماجرا را در یک مصاحبه سفارشی روایت کرده و تاکید کرده بود که تنها پنج نسخه از این هفته نامه به فروش رفته بود،سایت ایران لیبرتی بار دیگر تاکید کرد که نویسنده این طنز الهام افروتن است.



کردیت سوئیس همکاری با جمهوری اسلامی را متوقف کرد


۷ - کردیت سوئیس و تکذیبیه خبرگزاریهای داخلی

یک روز پس از آن که بانک سوئیسی یو بی اس از توقف معاملات اقتصادی با جمهوری اسلامی خبر داد،شرکت کردیت سوئیس نیز که یکی از بزرگترین شرکتهای اعتباری جهان است اعلام کرد به دلیل شرایط نا مطمئن کلیه فعالیت های اقتصادی خود در رابطه با ایران را لغو کرده است و همانند یو بی اس کلیه مشتریانی را که از داخل ایران و یا وابسته به دولت جمهوری اسلامی هستند از لیست مشتریان خود حذف خواهد کرد.
خبر لغو معاملات کردیت سوئیس با ایران توسط خبرگزاریهای داخلی تکذیب و به نقل از یکی از سخنگویان ناشناس این شرکت اعلام شدکه چنین امری صحت ندارد،در همین حال این خبر در همان روز در صدر اخبار رسانه های سوئیسی بود.



تصویر شهر لبنانی به جای تهران برای خارج کشوری هایی که تهران را از یاد برده اند


۸ - تهران شهر ماهواره ها؟

انجمن پادشاهی در ای میلی که به هزاران نفر ارسال کرد،عکسی از شهر صیدا در جنوب لبنان را به عنوان تهران معرفی کرد که بر بالای بام تمام خانه ها و حتی بالکن ها و پنجره ها تعداد بی شماری دیش های ماهواره ای کوچک برای دریافت کانالهای ماهواره عرب ست و یا هات برد نصب شده بود.
این عکس روز بعد به عنوان عکس اصلی صفحه اول در سایت روزآن لاین درج شد و همزمان در دهها سایت دیگر از جمله سایت جوانان حککا به عنوان تصویری از تهران قالب شد، این درحالی ست که معماری،فضا و جغرافیای عکس هیچ شباهتی به تهران ندارد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:22  توسط ماشال کاشونی  | 

ما بازم آپ شدیم ... چه جالب نه؟

اگه فکر می کنید من جک کم میارم عمرا هرجوری دلم بخواد می نویسم

در دو پست قبلی دیدم جوت زیاد شد لقط ((لقد)) میزنید و اصلا کامنت بی کامنت

ما همچین کشته مرده این نظرات شما هم نیستیم فقط می خوام بدونم چقدر طالبید

به همین دلیل این پست تنها چندتا جک میزارم و میرم پیش دست .....

در ضمن اگه دقت کمید همیشه جک های من دسته اوله و هیچکدومشون رو دوبار

نمیزارم به همین دلیل اگه یه سر به آرشیو هم زدید چیزی ازتون کم نمیشه

خوب خلاصه اینم یه جورشه نه؟؟؟؟

در ضمن گروه بچه های بد آماده تبادل لینک هست..... پس کامنت بزارین!!!

رشتيه ميره مسافرت زنش ميگه اين يه مدت كه تو نيستي من به كي بدم؟

 من چي كار كنم؟ رشتيه ميگه طوري نيست من كيرم رو دايورت كردم رو كير عباس آقا...!!!

 

یه روز یه آخوند ویا یه نفری را در حال لواط می گیرند قاضی برای اخونده شصت ضربه شلاق

وبرای اون بیچاره صدو بیست ضربه مینویسه مرده میگه اقای قاضی من اعتراض دارم قاضی گفت

 اعتراض وارد نیست مرده میگه چرا قاضی گفت شصت ضربه به خاطر اینکه پائین بودی شصت

 ضربه دیگر به خاطر اینکه پشت به روحانیت کردی

 

فرق بین بالن سوراخ با کاندوم سوراخ میدونی چیه؟!با بالن سوراخ یکی میره اون دنیا

 ولی با کاندوم سوراخ یکی میاداین دنیا

 

یک روز یک ترکه میخ تو دستش میره درش میاره میبینه خون میاد دوباره میکنه تو دستش

 

ترکه سرش خون میاد سرش بالاستیک می بندند

 

یک روز یه ترکه تو بیابون داشت می رفت یهو به یه جوی آبی رسید می خواست که از

 جوی آب به پره دید که شلوارش تنگه شلوارش در آورد و چند قدم به عقب رفت یهو دوید

 و از روی جوی آب پرید و دید که شورتش پاره است گفت: شانس آوردم که شورتم را در

 نیاوردم وگرنه کونم پاره می شود

 

یه روز دو تا هزارپا شبه عروسیشون میرن تو هجله بقیه حشره ها پشت در منتظر بودن

خیلی طول میکشه خبری نمیشه نزدیکایه صبه سوسکه در رو باز میکنه ببینه اخه چه خبره

 میبینه هزارپا نره نشسته جلویه مادهه التماس میکنه .

 جونه مادرت صبح شد بگو لایه کدوم پاهاته

 

به یه رشتی میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه میگه این دیگه مساله ناموسی

 نیست که از کنارش به راحتی رد بشم

 

یه روز یه ترکه مره یه گوسفند می بره امازاده شهید نذر کنه اما نذرش اجابت نمی شه

روز دوم یه کوساله نذر می کنه باز اجابت نمی شه بعد می گه یا امام زاده شهید می خوام

 یه شتر برات نذر کنم اگه نذرم رو اجابت کردی که هیچ و ال می رم امامزاده پایینی

 که واره یه مرغ کون می ده

 

گرگه از در خونه ی شنگول و منگول بر میگرده . می بینن گشاد گشاد داره راه میره بش میگن چته؟!

میگه هیچی در زدم گفتم منم منم مادرتون. شانس گه ما پدرشون خونه بو

 

یه یارو رو روی درخت می گیرن بهش میگن اگه نیای پایین می کنمت

یارو بهش میگه دروغ می گی

 

یک روز کرده سر زمین بوده میبینه از دور یک ابر تیره داره میاد میگه خدایا اگه این از اینجا رد بشه

 و به مزرعه من ضرر نزنه من یک مرغ نذر میکنم ابر ها نزدیک میشن میگه گوسفند نذر میکنم

 ابرها نزدیکتر میشه میگه گاو میکشم ابرها بدون ضرر رد میشن کرده میگه خدایا

 خودت مدونی کردها از این حرفها زیاد میزنه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:7  توسط ماشال کاشونی  |