تبليغاتX
۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

به پیر به پیغمبر اینا ماله بالای 18 ساله... بیخود تو نیا!!

بازم جک ما که کم نمیاریم!!!!

 

سلام توجه داشته باشید در کمتر از ۲۴ ساعت یه خربار جک دیگه هم اضافه شد

فقط اگه وقت داشتینا!!!! یه کامنت هم بزارین جای دوری نمیره!!!اکی؟

 

به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!

 ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم

 

تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه؟

 ميگه: فَر...گضن فر

 

تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟

يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه

خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان!

افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب

ميده: قوليدون

 

 تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره

 

 يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه

 

تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره

 

تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه

 

تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم

ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش

ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش

جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه

دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟

 

تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنمای

ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه:

كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه

 

به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن:

سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه

 

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره

 

تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه

مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من

همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..

اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه

مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم

 

آويني تو منطقه جنگی كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده.

تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟

 

تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟

ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم،

‌دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم

 

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي

شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن.

صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه:

پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه

 

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش،

ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيد

 

تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا

رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو

ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم

 

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه

تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه

شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش

 

تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده

 

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته،

ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه

و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري

ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم

ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

 

يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟

ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم.

يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين،

بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد.

بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره،

بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين

اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه.

يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد

 

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده

 

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب

ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو.

مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟

ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

 

شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر

جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم

 

تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه.

تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند!

يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دیوار

 

تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش

ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم

 

تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش

بدآموزي داره! يارو ميگه: چرا آقا؟ برای چی؟ ترکه میگه :

‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌ ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه

 

تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش،

درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون

صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه

 

سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده

 

 

و چند تا هم اس ام اس و آف تر و تازه مخصوص یکی از دوستان : خانم کبریتی

هر وقت نااميد شدي به اسپرمت فكر كن! تعجب كردم. مانده بودم چه مي گويد؟

بعد ادامه داد: به اينكه تو از بين ميليون ها اسپرم، يك اسپرم موفق بوده اي

 

نمي خواستم بگيرمت همچون صيدي يا پرنده اي! نمي خواستم بدزدمت حتي به

اندازه حرفي يا نشانه اي! نمي خواستم بدزدمت که براي خودم نمي خواستمت

مي خواستم بيايي مي خواستم خودت بيايي با مگس كش بيافتم به جونت!!

دفتر مقام معظم رهبري ....... ............. ............ .................. گم شده ...

لطفا هرکي پيدا کرده بياره ، معظم اله فردا امتحان دارند هيچيم نخوندند.

 

 

مصارف مهم اس ام اس در ایران

1. پیغام های اورژانسی: "sare rat ke miai 2ta barbari bekhar" !

2. اطلاعات رسانی (سر جلسه امتحان): " جيم درسته الاغ! "

3. پیغامهای عاشقانه: " عزيزم، قبل از خواب به ياد من مسواك بزن! "!

4. جلوگیری از خشونت: " بدهكار محترم! اگه اينجا بودي خرخرهت رو ميجويدم "!

5. فرستادن جوک: " يه روز يه يارو ميره سربازي، دور كلاش قرمزي "!

 

تلویزیون گفت یک جسد آدم با صورت میمون پیدا کردن خیلی نگران شدم اگر سالمی یه زنگی بزن

 

 

ميخوامت

نه بخاطر رفاقتت، نه بخاطر صداقتت، شرافتت، ظرافتت، رشادتت، حمايتت، نجابتت،

فقط بخاطر خود كثافتت!

 

خري گم كردهام با بار كاشي، sms ميزنم شايد تو باشي...

 

رابطه ي سيمان با دوستداشتن!

دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني

سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه

بكن! بكن تا ديگه نتوني از جات بلند شي! اونقدر بكن تا ديگه مخت

از سرت بپره! آره... چت كردن مخ رو از سره آدم ميندازه! بكن!

توضيح اينو رو حتما پايين بخونين! در ضمن زير 18 سال ممنوعه ها!

1.انقدر گشاد و گرمی که وقتی میرم توت هیچ احساسی نمیکنم، کاپشن جون!!

2.یادش بخیر وقتی جنگ بودیم/ حاجی سیما رو لخت میکرد / سید میپرید رو مینا !!

3.اول با تف خیسش می کنم... بعد با دست سیخش می کنم...بعد می کنم تو...

من اینجوری سوزن نخ می کنم!!

4.اون چیه که  وقتی ازش استفاده نمی کنین کوتاهه وقتی ازش استفاده میکنین بلند

میشه وقتی کارتون باهاش تموم میشه ازش آب میچکه، سه حرفیه حرف اخرشم ر هست؟

منحرف.چترهستش.

 

تو بركه زندگي من تو تنها............................................يك.قورباغه اي!

 

 

:::::و در پایان این جمله استثنایی تقدیم به بر وبچ عاشق:::::

 

هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي...

هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي

اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:55  توسط ماشال کاشونی  | 

فقط اصفهونیا !!!!!!

سلام بابا دیگه چی می خاین!!! این همه جک !!!!

یه پیشنهاد اگه فعلا وقت ندارید همش رو بخونید اون یکی که با قرمز رو نوشتم رو حتما بخونین!

ضرر نمی کنین.....

یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها

برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد

از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی

میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه:

 من هم از فردا نمیشاشم توی سماور !!!!

 

 يه روز يه اصفاهانی بليت هواپيما مي‌گيره، ميره ايستگاه قطار،

سوار اتوبوس مي‌شه، با دوچرخه ميره مسافرت

 

اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

 

اصفهانيه موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:

 - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن

 - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته

 - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگنحالا چرا نميان تو؟

 - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

 یه اصفهانی به یه عربه گفت چقدر میدی تا من یه چشممو با دندون گاز بگیرم

 عربه میگه شرط صد تومن و اصفهانی یه چشمش رو که مصنوعی بود در میاره

 و با دندون گاز میگیره چند دقیقه بعد اصفهانی باز میگه چقدر میدی تا اون

چشممو هم گاز بگیرم خلاصه یه دویستی شرط میبندند اصفهانیه دندون مصنوعیش

رو در میاره و بااون چشم دیگش رو گاز میگیره عربه تصمیم میگیره تلافی کنه یه چند

دقیقه بعد اصفهانی بازم میگه خوب حالا چند میدی تا رو شلوارت من جیش کنم ولی

 شلوارت خیس نشه عربه گفت پنج تومن اصفهانیه هم قبول کرد و رو شلوار عربه

 جیش کردعربه دید شلوارش خیس شد پنج تومنو گرفت و رفت

 

یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر

 پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه

 و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد

میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم

 خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار

 

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده .

 به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته .

 اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم.

 

اصفهانیه داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش

 ميگه: شما گواهينامه دارين؟يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟

 مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه!

 افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ

 مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا

قربان،بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره،

 ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟

 اصفهانیه ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه،

 ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده: ولي زيردست من گزارش داده كه

 شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه!

اصفهانیه ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين.

 به خدا اين افسره عقده‌ايه!دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته

 كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم! 

 

اصفهانیه میخواسته جک بگه می گه باشه برای بعد ازش می پرسن

 چرا بعد می گه انرژی مصرف می شه

 

یک اصفهانی چایی مییارد برای مهموناش ولی قند نمی یارد می گه به قند

بالای یخچال نگاه کنید و چای بوخورید یه بچه ای میرد تو بهر قنده اصفهانیه

میزنه پشت کله پسره ها می گه من گفتم چای با قند بوخور نه چای شیرین

 

اصفهانیه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه

درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، اصفهانیه

ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم

ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد،

ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت

هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن

تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم

دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتي مياد باز كلي آه و ناله

ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو آخري نوبت اصفهانيه

ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه:

شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني

مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره

 

به یه اصفهانی می گند جوجه را بخش کن میگه چوری

یه بار یه شیرازی وارد اصفهان میشه از یه اصفهانیه می پرسه :

آقا این طرفا دستشویی کجاست؟ اصفهانیه می گه:

ته این خیابون زیر یه رستوران پله ها رو بگیر برو پائین.

شیرازیه می گه :ممنون آخه یه بدهی به اصفهانیها دارم می خوام

بدمو برم. اصفهانیه که می بینه رودست خورد در جواب

می گه:ندادی هم ندادی دادا تا ته بخور یه آب هم روش

 

اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟

زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟

زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟

میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای

چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه

 

به یه اصفهانیه میگن اگه فضولی نکنی نصف بهشتو بهت می دیم.

بلافاصله میگه : آ نصفی دیگه شا می خین چیکار کونین؟

 

یک اصفهانی گوشت خورد مرد

يه باباي اصفهاني مي خواند بچشو نصيحت كنه مي گه هميشه سر

به زير باش. پسر ميگه : خوب چرا بابايي؟ پسر جان به سه دليل:

1-مي گن پسر سر به زيريه 2- اگه سكه اي رو زمين باشه بر مي داري

3- پشت يغت چرك نمي كنه تا هي پيرهن يشوريم مصرف آبمون بره بالا

به یه اصفهانی می گن بایاماهاجمله بساز: می گه:شماها خسیسین یاماها

 

اصفهانی هارو میشه از چند چیز شناخت 1. وقتی نوشابه میخورن همش

تهشو نگاه میکنن میخوان ببینن کی تمام میشه 2. بستنی لیوانی که میخوان

بخورن درشو میلیسن 3. شلوار خونگی راه راه همیشه تنشونه 4. وقتی جلوی

در خونشون ایستادین و ذارین صحبت میکنین نمیگن بیاین تو میگن نمیاین داخل!!

 

چندنفرمیخواستندبه پیک نیک بروند.تهرانی گفت:ماشینش بامن .رشتی گفت:ماهی

کبابش با من.یزدی گفت:من هم برایتان قطاب میاورم. اصفهانی گفت:حالا که هر

کدامتان چیزی می اورید من هم داداشم را می اورم.

 

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند

و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده

می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گه من دیشب خواب دیدم

ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است

اصفانیه می گه برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم

 

 

اصفهانیها چهلستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند

یه روز یه تهرانی به یه اصفهانی میگد راست مگند اصفهانیا به خراشون

میگند آمو؟ اصفهانیه هم خیلی خونسرد میگد آره آمو

 

یه روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داره از زیر دستش اب

میچکه رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم؟!؟

 

اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت

نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي

پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو

ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي

ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد

بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: به درك

بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه!

اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟!

آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره،

ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك

پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا

، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه

عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن،

بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت،

نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز

ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته

كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه

 

یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند

 گروه خونی اصفهانیا -ab

یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه

در زمان قدیم قانونی در تلگراف بود که اگر نام یکی از ماههای سال باشد

پول آن کلمه گرفته نمی شد حالا لطیفه: یک سربازر اصفهانی در جنگ تیر

می خورد به او میگویند اگر تلگرافیی داری بگو تا برایت ارسال کنیم اون میگه

بله یک تلگراف دارم به نامزدم برسانید و حالا متن تلگراف :

آ ذر مهر ابان بهمن تیر خرداد آ مرداد......وهیچ پولی نداد

 

یه روز یه اصفهانی موز می خوره معده اش ارور میده!!

اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمرکا برمیگرده میبینه

پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی

پدرش میگه :آخه مادرت رو طلاق دادم ریش تراش ها

رو با خودش بردست .

بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره

بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل

با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه

در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال

ما رو بدین تل حسابمون با هم قاطی نشه .

یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه

یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه.

اصفهانیه تو مسابقه رالی شرکت می کنه. تو راه مسافر کشی می کنه

اصفهانیه قرص اکس می خوره تو تاکسی دو نفر و حساب می کنه

يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند . يه تركه و يه اصفهانيه

و يه رشتيه ميرن واسه تست اصفهانيه اول نشست و گفت : ما اصفهانيا آدمای

مهمون نواز و دست و دل بازی هستيم يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد

نوبت رشتيه شد : ما رشتيا آدمهايی هستيم با مرام ، غيور و با غيرت يه دفه

دستگاه گردنش رو زد تركه نشست : ما تركا آدمايی..... دستگاه گردنش رو زد

 

یه اصفهانی بعد 20 سال میره کفش بخره.وارد مغازه که شد

به مغازه دار میگه: سلام-بازم اومدیم

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل

التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شوما را به خدا

یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد

 

بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجه ی شیرین

اصفهانی بهش میگه باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی

نه اینقدر که خسته بشی

 

يه موشه تو خونه اصفهانيه لونه می سازه ، زخم معده می گيره

به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند

می گه هر کی گفتس دروغ گفتس.

اصفهانیه میره دکتر میپرسه آقای دکتر من چکار کنم خساستم

از بین بره؟ دکتر جواب میده : ژنتیکیه، ولی اگه 18 میلیون

خرج کنید مغزتونو جراحی میکنم خوب میشید. خلاصه عملش

میکنند بعد که به هوش میاد و میخواد بره خونه میگه: آقای

دکتر سکه 25 تومنی باقیه پولمو بدین، اگه توی راه خیلی

خسته شدم باقیشو با واحد برم

بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم

چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه

شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم

 

یه بچه اصفهانی به باباش میگه : بابا همه میگند اصفهانیا خسیسند،

پس چرا مسافرهای نوروزی که از شهرهای دیگه می یاند اصفهان به جا

اینکه برند هتل ، کنار زاینده رود چادر میزنند؟ باباش میگه: به خاطر آب

و هواشه پسرم. بچه باز میپرسه : ولی بابا اینا که همه از سرما به هم

چسبیدند! باباش میگه : نمیدونم بابا جون، شاید فامیلهای اصفهانیشون

تو خونه راشون ندادند

 

یه اصفهانی به باباش تلفن میزنه برای اینکه پول تلفنش زیاد نشه

فقط میگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم میگه : من مریض ، قر نریز

 

 

يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته

كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه

ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره

بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده مرده

ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده

بودم الان 50 تومن پول داشتم

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون

سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب

می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ

بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!

چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان

درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته

بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا

اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به،

بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی

خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه:

آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد

يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي

خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي

باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم

اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش

گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمیکرد.یکی از آشناهای اون

فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست

منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی

يه روز يه رشتيه ميره اصفهوون بازار پارچه فروشا اولين مغازه كه ميرسه

ميگه :ببخشيد پارچه جون دار دارين؟ اصفهونيه ميگه بفرمايين اين يكي

خيلي جون داره رشتيه ميگه نه . جوندارتر اصفهوونيه ميگه اين يكي

خيلي جونداره رشتيه باز ميگه :نه جوندارتر اصفهوونيه ميگه :ببخشيد ها

ميشه بپرسم برا چيچي مي خواين ؟ رشتيه ميگه :براي زير شلواري

اصفهونيه ميگه : اينو ببرين قول ميدم چيزتون پاره شه اين پارچه پاره نشس

 

يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد .

گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ،

جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم

به اصفهانيه گفتند با لوستر جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر

یه روز مرد اصفهانی با بچه اش از مقابل مغازه کفش فروشی که روی شیشه اش

نوشته بود کفش پارس رد می شد .بچه از باباش می خواد که براش یک جفت

کفش بگیره.باباش می گه :بچه مگه نمی بینی نوشته کَفِش پارِس

اصفهانیه سواره ماشین می شه . آخره مسیر به راننده میگه : حاج آقا

کرایه ی ما چند میشه ؟ یارو میگه : 50 تومان . اصفهانیه میگه چه خبره ؟

اولندش که 40 تومان میشه بعدشم من 30 تومان بیشتر ندارم حالا فعلا

این 20 تومان را بگیر . ... یارو میشماره می بینه 10 تومان

اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده.

خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده .

بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، اصفهانیه

دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبرس؟! يك نفر آدم مردس،

اتوبوس كه چپ نكردس

 

یه روز یه اصفهانیه می ره هوا خوری می بینه پولیه پشیمون می شه.

به اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز می گه این میوا کالس که

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 20:4  توسط ماشال کاشونی  | 

ببخشید خیلی بی ادبی بید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 سلام چطوری؟

بزودی آماده یه مطلب حسابی باشید چون میخوام عجیب سورپریز کنم

فقط گفتم که آماده باشید:

لازم به ذکر نیست که فعلا اینارو داشته باشید:

شهرداري قزوين تو پاركاش تابلو زده نوشته لطفا گل بچينيد

***

در قزوین بازی کردن بیلیارد ساعتی 200 تومان

و تماشا کردن آن ساعتی 5000 تومان میباشد

***

روزی بود روزگاری نداشت. جنگلی بود که درخت نداشت. شکارچيی بود که تفنگ نداشت. روزی اين شکارچی با تفنگی که فشنگ نداشت آهويی شکار کرد که سر نداشت. انداختش تو کيسه ايی که ته نداشت. اين شعر شاعری داشت که اسم نداشت. اگرچه اين شعر سرو ته نداشت ولی ارزش سر کار گذاشتن رو داشت

***

اتل متل توتوله - قصه ي عشق چه جوره / چشم چشم دو ابرو - شدی عاشق يارو/ تاپ تاپ خمير - واسه عشق نمير / يه توپ دارم قلقليه-عشقم يه جور بی دليه

***

پلیس به ترکه میگه نمیدونی نباید اینجا ماهی گیری کنی ترکه میگه اخه تابلو نزدید پلیسه می گه نزدیم

که نزدیم سریع از بالای ان آکواریوم بیا پایین

***

سه تا چیز هست که بخواهی نخواهی میاید سراغت مرگ جیش اس ام اس

***

یه چوب کبریته سرشو میخارونه آتیش میگیره

***

ترکه کارش پنجره سازی بوده میره خواستگاری ازش میپرسن شغلت چیه میگه نصب ویندوز

***

یه سوسکه مست میکنه میرسه به یه دمپایی میگه : د ِ بزن لا مصب

***

ترکه پشت ماشینش می نویسه
یا زهرا یا هیچکس

***

 ترکه می خواسته دور کمرش رو اندازه بگیره،

 خط کش می کنه تو کونش ضرب در عدد پی می کنه!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:10  توسط ماشال کاشونی  | 

این چرندیات رو فعلا داشته باشید تا بعد....

یه روز یه ترکه بچه اش دوقلو میشود اسمش را می گزارد حایر

یه روز یه ترکه دیپلوم می گیره تازه میشه لر

یه روز یه ترکه میره دست شویی اول خودش را میشوید بعد آب می ریزد

یه روز یه ترکه می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا می ره

ميدوني فرق اموزگار با روزگار چيه؟

آموزگار اول درس ميده بعد امتحان ميگيره... اما روزگار اول لمتحان ميگيره بعد درس ميده!

یه روز یه ترکه پرچم فروش می شود می زند پشد شیشه که پرچم ایران در رنگ های مختلف

من و تو!

تو زيبا ،تو ماه، تو دوست داشتنی، تو مهربون، تو جذاب، تو بهترين، تو يه فرشته ... ولی من چی؟ يه آدم خالی بند!!

 

شايد باورت نشه، اما تورو به اندازه ي دوتا چشمام دوست دارم.... از طرف موش كور!

 

اسمت را بر کوه نوشتم ريزش کرد، روي آب نوشتم بخار شد، روي کاغذ نوشتم پاره شد، روي قلبم....(برو بابا با اين اسمت، اينم اسمه تو داری ؟!!

یه روز یه ترکه رو سوزاندند بو لاستيك داد

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:4  توسط ماشال کاشونی  |