تبليغاتX
۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

۞ علف زیر پاتیم فقط خر نشی ما رو بخوری ۞

به پیر به پیغمبر اینا ماله بالای 18 ساله... بیخود تو نیا!!

کل کل اون هم با ماشال !!!! عمرا

بله حالا دیگه بعضی ها هم به کلکل افتادن و کارای بدبد می کنن....

باشه نوبت ما هم میشه!

 

ترکه لخت مادرزاد داشته تو خاک عراق می خزیده
بهش میگن چرا اینجوری
میگه اخه میخوام به خاکشون تجاوز کنم

 

رشتیه میادخونه میبینه خانم ویه آقا تو بالکن بله...
عصبانی میشه داد میزنه :آخه مرتیکه مگه من اتاق خواب ندارم

 

یه ترکه داشت از کنار خیابون رد می شد می بینه یه روباه اونجا افتاده و مرده.می گه: شانس اوردم که مرده وگرنه گولم میزد

 

خروسی با مرغش داشتن از جلوی مرغ فروشی رد میشدن . خروسه برمیگرده به مرغه میگه : ببین خانوم .... دوست دارم تو خونه اینجوری بگردی

 

رشتیه با رفیقش صحبت میکرده، میگه بابا این تهرانیا عجب آدمای خوبین! رفیقش میگه چطور مَگه؟ میگه: میری اونجا، تو ترمینال میان دنبالت، میبرنت رستوران ازت پذیرایی میکنن، بعد می برنت بهترین هتل برات اتاق می گیرن، هرجا میری همرات هستند، هواتو دارند و... رفیقش میگه: نه بابا! راست میگی؟ رشتیه میگه: والله من خودم که نرفتم ولی خانم رفته بود خیلی تعریف میکرد

 

سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهمترین آدم مملکته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابای من رئیسجمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضا کنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیکارس؟ پسره م! ;یگه: بابای من نماینده مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ پسره میگه: بابای من پاسبونه... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون

 

ترکه میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره ترکه میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار ترکه این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده به خودش میگه: این بابا که مشتری پایس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعهای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح ترکه میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! ترکه میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده

 

 

ترکه تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ترکه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نف! ;ر آدم لت و پار میشن! خلاصه ترکه رو میگیرن میبیرن  بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! ترکه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم

 

ترکه داروخونه داشته، یک روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسککش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. ترکه میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سو! 7;کها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا میکشیمشون!  ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:36  توسط ماشال کاشونی  | 

اصولا وقتی نمیگید چی بنویس مجبوریم همینا رو بمویسیم دیگه!!! حال کردید؟

باب چهاردهم : اندر باب خران و دلبران

خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری

خر مادر بگفتا ای پسرجان تورا من دوست دارم بیشتر از جان

زبین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن

بگفت مادر برو پالان به تن کن بر اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه

دوتاپالان خریدند پای عقدش به افسار طلا با پول نقدش

خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله

خر عاقد کتاب خود گشائید وصال عقد ایشان را نمائید

دوشیزه خر خانم آیا رضائی؟ به عقد این خر خوش تیپ درآئی؟

یکی از حاضران گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته

دگرباره بپرسید آن عاقد خر بگو آری تو ای جان بر کف خر

برای بار سوم خر پرسید که خر خانم سرش یکباره چرخید

خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند

به امید خوشی و شادمونی ارادتمند شما ماشال کاشونی!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:15  توسط ماشال کاشونی  | 

تا ميتواني در جهان همراه اهل درد باش --- يا مبر نامي ز مردي يا حقيقت مرد باش

سلام اولا جا داره پیروزی غرورمندانه تیم پرسپولیس رو

در مقابل گربه سیاه هایی مثله ابومسلم و ملوان تبریک بگم

و امیدوارم 6 تا هم به نوژن بزنیم و در فینال هم هیچ فرقی

نمی کنه می خواد صبا باشه می خواد سپاهان!! جفتشون

گوله میشن...

خوب مثله ما اینکه هرچه بیشتر می گیم نظر بدید اونهم دوجا

مثله اینگه ملت شاکی میشن اصلا نظر نمی دن آقا بی خیل نمیخواد

نظر بدید ماشال کاشونی هم چاکر همگی شما ((خوب شد؟))

اما چند تا جک و چند تا اس ام اس هم براتون دارم برید حالشو ببرید:

يك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم!!

***

دل به تو دادم تو به من قلوه دادي! نه! به من ساندويچ دلمه دادي!

دل به تو دادم که برام ناز کني نه بري براي من جيگرکي باز کني!!

***

(( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده،

جای پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکی بودی!!!

***

طرز تهیه زن :

براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد اسكناس و نيترات پژو دويست و شش

 را در سولفات ويلا مخلوط كرده و دو كاخ طلاي؟! 24 عيار به عنوان مهريه و كمي

 و كلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شير بها اضافه شود! پس از تركيب اين

 مواد گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد ميشود و بعد از ميعان به صورت عشق، زن

در خانه رسوب مي كند! بعضي از دانشمندان و متفكران معتقدند چنانچه مقداري از

 عصاره چرب زباني به عنوان كاتاليزور استفاده شـود، سرعت واكنش(!) افزايش پيدا ميكند.!

***

آنقولانزاي مرغي به ايران هم رسيد .... پسراي مجرد مراقب باشند

 حالا حالا ها نرند قاطي مرغا

***

اميدوارم عمرت مثل دستمال توالت باشه: سفيد... دراز... مفيد!

***

المپيک حوزهي علميه قم شروع شد... مواد امتحانی؟

 1.پرتاب عمامه 2.پرش با عبا 3.دو با گيوهي نوک تيز 4.پرش از منبر

 5.شطرنج دو طرفه با تسبيح

***

شعار جديد قزوينيا: كاريكاتوريست دانمارك، حق مسلم ماست

***

يه کاريکاتوريست کان(قلب الف به واو) رو بدون سوراخ ميکشه در قزوين به 3 جرم

دستگيرش ميکنن :

1. تشويشه اذهان عمومی !!! 2. نشر اکاذيب!! 3. توهين به مقدّسات

***

يه بچه سوسول رو مي ذارن تو قدر مطلق...بسيجي بيرون مياد

***

ميدونی کلميه love يعنی چی؟ L:لايق دوست داشتن بودن...

 O:اميدوار بودن به آينده... V: وفادار بودن... E:انرژي هستهاي حق مسلم ماست!

***

آيا ميدونيد معني کلمهي اهّمم (EHHMM) که کاربرده زيادی در W.C داره، چيست؟

 E=انرژي، H=هستهاي، H=حق، M=مسلم، M=ماست!

***

انرژي هستهاي آسفالت بايد گردد!

و در پایان :

مناظره استاد و دانشجو

گفتم غمم فزون است، گفتا ز من چه آيد...

 گفتم كه نمره ام ده، گفتا ز من نيايد...

گفتم كه نمره دادن بسيار سهل آيد،

 گفتا ز ما اساتيد اين كار كمتر آيد...

گفتم كرم نماييد من را كنيد شما،

 شاد گفتا كه خوش خيالي كي وقت آن بيايد...

 گفتم كه نمره هفت بدبخت عالمم كرد،

 گفتا اگر براي آن هم زيادت آيد...

گفتم خوشا دهي كه دست شما دهد آن،

 گفتا تو كوشش كن كو وقت آن بر آيد...

 گفتم دل رحمت كي قصد رحم دارد؟،

 گفتا نگوي با كس تا وقت آن بر آيد... (بقيهاش هم نصفه بود حذفيدم!)

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 8:55  توسط ماشال کاشونی  | 

بابا نظر بدید دیگه!! البته 2 جا:

روزي مردي عقربي را ديد که درون اب دست و پا مي زند.او تصميم گرفت عقرب را نجات دهد،اما عقرب او را نيش زد . مرد باز سعي کرد تا عقرب را از اب بيرون بياورد،اما عقرب بار ديگر او را نيش زد.رهگذري او را ديد و پرسيد:"براي چه عقربي را که نيش مي زند،نجات مي دهي."مرد پاسخ داد:"اين طبيعت عقرب است که نيش بزندولي طبيعت من اين است که عشق بورزم.چرا بايد مانع عشق ورزيدن شوم فقط به اين دليل که عقرب طبيعتا نيش مي زند؟

 

 

 

 

پنج نوع كردن داريم :

1) فكر كردن 2) بازي كردن 3) پرتاب كردن 4) شوخي كردن 5) بسوزه دماغ اونايي كه فكر بد كردن

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:14  توسط ماشال کاشونی  | 

اینم برای باز رفع کتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

يه زنه ميره كفاشي، ميگه: آقا يك كفش ميخوام پشتش باز باشه،

جلوش هم منگوله داشته باشه. كفاشه يك نگاهي بهش ميكنه،

 ميگه: خانم يهو بيا پاتو بكن تو ...ون من !!!!!!

يه طرف سر صبح میره یه هزاری میندازه تو صندوق صدقات و همونجا می ایسته ،

 هر کی می خواسته پول بندازه بهش می گفته : آقا برو من حساب کردم !!!!!

طرف ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن

 آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو!!!

قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره،

بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتوني بكني: اول اينكه بال در بياري پرواز كني،

 دوم اينكه آب بشي بري تو زمين، سوم اينكه

 دستات رو بگذاري رو زمين توكل به خدا كني!!!

به طرف ميگن تا حالا قارچ خوردي؟ ميگه: نه ولي يه بار جِرخوردم!!!

به طرف ميگن يه دختر پاك و معصوم سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن!!!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 23:23  توسط ماشال کاشونی  |